قرآن كريم دربارهء يحيى عليه السلام مىفرمايد :
« وَآتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا » « 1 » .
و ما در كودكى حكم ( پيامبرى ) به او داديم .
در آيهء ديگر زكريّا عليه السلام در دعاى خود از خداوند فرزندى خواست تا ولىّ او باشد و موالى او را از ميراث وى محروم نمايد و اين جز در مال و دارايى محقّق نمىگردد ، همچنين زكريّا از خداوند فرزندى خواست كه مورد رضايت باشد ، در حالى كه هيچ پيامبرى نيست مگر آن كه مورد رضايت است « 2 » .
اين جا نظر نگارندهء نامه را به اين نكته جلب مىنماييم كه از چيزهايى كه سخن ما را تأكيد مىكند بيان صريح عدّهاى از مفسّران بزرگ اهل تسنن است . آنها مىگويند : مقصود در اين آيات ، ارثِ مال و دارايى است ، نه علم و نبوّت .
اين نكته براى پژوهشگرى كه در ذيل اين آيات به تفسير طبرى ، رازى و ديگر تفاسير نامدار مراجعه كند هويداست . از اين رو ، تلاش برخى از افراد براى منصرف كردن آيات از ظواهرشان در راه دفاع از ابوبكر ساقط شده و بىثمر مىگردد .
هامش
( 1 ) سورهء مريم : آيهء 12 .
( 2 ) اشاره به سورهء مريم : آيات 4 و 5 .