ابن حجر عسقلانى نيز در اين مورد مىنويسد :
وجه اين مسئله ، در جواز پذيرش خبر واحد از يك صحابى عادل است ، گرچه اين خبر به نفع او بوده باشد ، زيرا ابوبكر از جابر شاهدى بر ادّعايش نخواست « 1 » .
عينى نيز پس از نقل سخن ابن حجر مىنويسد :
ابوبكر از جابر شاهد نخواست ، زيرا كه او بر طبق كتاب و سنّت عادل است . خدا در قرآن فرموده است :
« كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ » « 2 » .
شما بهترين امّتى بوديد كه به نفع انسانها آفريده شدهايد .
و در آيهء ديگر مىفرمايد :
« وَكَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطًا » « 3 » .
و همين گونه شما را امّت ميانهاى قرار داديم .
پس اگر شخصى مانند جابر از بهترين امّت نباشد . پس چه كسى هست ؟
هامش
( 1 ) فتح البارى : 4 / 559 حديث 2296 .
( 2 ) سوره آل عمران : آيه 110 .
( 3 ) سوره بقره : آيه 143 .