بدبختى ، و تلاشش سبب گمراهى او گشته است . از سوء عاقبت به خدا پناه مىبريم ( ! ! ) « 1 » .
وى در ميزان الاعتدال نيز نامى از ابن خراش به ميان آورده و اين گونه مىنگارد :
به خدا سوگند ! اين مرد شيخى است كه لغزيده و تلاشش به گمراهى رفته است . او حافظ روزگار خود بوده ، ( براى اخذ علم و دانش ) سفرهاى بسيارى نموده و آگاهى و احاطه زيادى داشته است ، و با اين حال از دانش خود نفعى نبرده است . . . « 2 » .
دو نكته دربارهء حافظ ابن خراش
با توجّه به شرح حالى كه از حافظ ابن خراش آورديم ، اكنون نظر نگارندهء نامه ، و همچنين خوانندگان را در مورد او به دو نكته جلب مىنماييم :
نكته يكم : عدم اعتماد مصلحتى
حافظ خطيب بغدادى نيز به شرح حال ابن خراش مىپردازد . وى پس از ذكر مشايخ و راويان در توصيف وى چنين مىنويسد :
هامش
( 1 ) سير اعلام النبلاء : 13 / 510 .
( 2 ) ميزان الاعتدال : 2 / 330 .