برادرش معاويه جانشين او گرديد و پس از آنكه تمام سرزمين شام به دست مسلمانان افتاد ، او والى تمام سرزمين شام شد . عثمان نيز در دوران حكومت خود ، معاويه را در ولايت آن ديار ابقاء نمود . « 1 » آن هنگام كه عمر وى را والى شام نمود ، ابوسفيان با خوشحالى به عمر گفت :
وصلتك رحم ؛ « 2 » صلهء رحم كردى .
در نتيجه ، همهء كسانى كه معاويه را به آن مقام رساندند ، در اعمال خوب ( اگر كار خوبى داشته باشد ! ) و بد او شريك هستند .
بنابراين خيلى واضح است كه سرانجام كارهاى معاويه به « الأعلى فالأعلى » مىرسد ؛ يعنى با اندكى تأمّل و تفكّر در كارنامهء او ، اين سؤالها مطرح مىشود :
چه كسى او را به اين سمت منصوب نمود ؟
و با چه هدفى معاويه را به منصب ولايت شام برگزيدند و . . . .
4 . حديث ساختگى در مدح معاويه
برخى از اهل تسنّن حديثى را از پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله نقل مىكنند و مىگويند كه آن حضرت در مدح معاويه فرمود :
اللّهمَّ اجعله هادياً مهدياً ، اهده واهد به ؛ « 3 » خدايا ! معاويه را هدايت كن و به واسطهء او ديگران را نيز هدايت فرما .
هامش
( 1 ) . تاريخ مدينة دمشق : 59 / 55 .
( 2 ) . الاستيعاب : 3 / 1417 ؛ اسد الغابة : 4 / 386 ؛ تاريخ مدينة دمشق : 65 / 251 .
( 3 ) . تاريخ مدينة دمشق : 59 / 79 ؛ الاستيعاب : 2 / 843 ؛ الطبقات الكبرى : 7 / 418 ؛ تاريخ بغداد : 1 / 222 و منابع ديگر .