صبر مىكردى !
عبداللَّه در پاسخ گفت : ترسيدم كه امشب از دنيا بروم و بيعت عبدالملك بن مروان بر گردنم نباشد . نداشتن بيعت خليفهء زمان مسئوليت دارد و من بايد به وظيفهام عمل كنم !
حجّاج گفت : من مشغول كارى هستم ، آن گاه پايش را دراز نمود و گفت : با پايم بيعت كن ! « 1 » عبداللَّه بن عمر با پاى حجّاج بن يوسف ثقفى بيعت كرد ، تا به اين واسطه با خليفهء زمانش يعنى عبدالملك بن مروان ، بيعت نموده باشد .
آرى ، همين عبداللَّه كه با امير مؤمنان على عليه السلام بيعت نكرد ، عاقبت كارش به كجا رسيد !
3 . چرايى لعن نفرستادن بر يزيد
پيشتر گفتيم كه برخى از علماى اهل سنّت معتقدند كه يزيد را نبايد لعن كرد .
وقتى از آنان مىپرسيم كه با توجه به جناياتى كه يزيد مرتكب شده ، چرا نبايد يزيد لعن شود ؟
در پاسخ اين سؤال مىگويند : اگر يزيد لعن شود ، مردم لعن را به « الأعلى فالأعلى » ، بالاتر از يزيد خواهند برد و پاى كسانى به ميان خواهد آمد كه سزاوار نيست به آنان جسارت شود .
آرى ، به ميان آمدن پاى خلفا در حادثهء كربلا ، ريشه در سقيفه دارد و از آن جا ناشى مىشود كه مسلمانان در زمان عمر بن خطاب قسمتى از سرزمينهاى شام را فتح كردند . يزيد بن ابى سفيان از طرف عمر والى آن ديار شد و بعد از مرگ يزيد
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد : 13 / 242 .