تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناگفته هايى از حقايق عاشورا (فارسى) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
هيثمى و ديگران دربارهء سند اين روايت مىگويند : رجاله ثقاتٌ ؛ « 1 » راويان اين حديث راست‌گو هستند . ابن كثير دمشقى نيز در اين زمينه سخنى دارد . در عبارت‌هاى او خوب دقّت كنيد ؛ چرا كه او هيچ ارتباطى با اهل بيت عليهم السلام ندارد و شاگرد ابن تيميّه است . وى در تاريخ خود مىگويد : وأمّا ما روي من الأحاديث والفتن الّتي أصابت مَن قَتَلَهُ ، فأكثرها صحيح ، فإنّه قلّ من نجى من اولئك الّذين قتلوه من آفة وعاهة في الدنيا ، فلم يخرج منها حتّى اصيب بمرضٍ وأكثرهم أصابه الجنون ؛ « 2 » بيشتر رواياتى كه درباره فتنه‌ها و بلاهايى كه بر قاتلان حسين عليه السلام واقع شد ، صحيح هستند . آن‌ها دچار آفت و بيمارى و بيشتر آن‌ها مبتلا به ديوانگى شدند .

عزادارى و گريستن بر سيّدالشهداء

درباره اصل گريه كردن بر مصيبت سيّدالشهداء عليه السلام ، آن قدر روايت وجود دارد كه از شمارش خارج است و در كتاب‌هاى شيعه و سنّى آمده است كه در اين جا فقط به چند روايت از مصادر اهل سنّت كه از ديدگاه آنان صحيح هستند ، بسنْده مىكنيم : احمد بن حنبل از شخصى كه با اميرالمؤمنين عليه السلام در صفّين بوده است ، چنين روايت مىكند كه وى مىگويد : در راه بازگشت به كوفه ، آن گاه كه امير مؤمنان على عليه السلام به كربلا رسيد فرمود :
هامش
( 1 ) . همان : 9 / 196 ؛ المعجم الكبير : 3 / 121 ، حديث 2863 . ( 2 ) . البداية والنهايه : 8 / 219 - 220 .