تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناگفته هايى از حقايق عاشورا (فارسى) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
إنّك ستفلت وتخرج ثائراً بدم الحسين فتقتل هذا الّذي يريد أن يقتلك ؛ « 1 » تو به زودى آزاد خواهى شد و از مرگ نجات مىيابى و انتقام خون حسين عليه السلام را از كسانى كه قصد جان تو را كرده‌اند خواهى گرفت . و همين سخن به واقعيت پيوست . ميثم به شهادت رسيد و مختار تا پس از واقعهء كربلا در زندان بود .

2 . عبيداللَّه بن عمرو بن عزيز كندى

با توجه به مطالب گذشته ، معلوم مىشود كه شخصيت‌هايى در كوفه زندانى بودند . از جملهء آنان عبيداللَّه بن عمرو بن عزيز كندى است كه او را به قتل رساندند . در شرح حال عبيداللَّه بن عمرو مىنويسند : كان فارساً شجاعاً كوفياً من الشيعة ، وشهد مع أميرالمومنين علي عليه السلام مشاهده كلّها ، وكان من الّذين بايعوا مسلماً ويأخذ البيعة من أهل الكوفة للحسين عليه السلام هو ومسلم بن عوسجة ؛ « 2 » او سواركارى شجاع و از شيعيان كوفه بود و در همهء جنگ‌هاى اميرالمؤمنين عليه السلام ملازم ركاب آن حضرت بود . او از كسانى بود كه در كوفه ، با مسلم بيعت نمود . وى براى سيّدالشهداء عليه السلام به همراه مسلم بن عوسجه از مردم بيعت مىگرفت . پيش‌تر گذشت كه نعمان بن بشير ( والى كوفه ) طبق نقشه ، پيروان حضرت مسلم عليه السلام را آزاد گذاشت و اين افراد به صورت علنى به فعاليت مشغول شدند تا اين كه پس از نعمان و در زمان سرپرستى ابن زياد ، حصين بن نمير رئيس پليس كوفه ، عبيداللَّه كِندى را دست‌گير و به نزد ابن زياد برد . به او گفتند : تو رئيس
هامش
( 1 ) . الإرشاد : 1 / 324 ؛ الغارات : 2 و 797 ؛ الإصابه : 6 / 250 . ( 2 ) . تاريخ الكوفه : 332 .