تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناگفته هايى از حقايق عاشورا (فارسى) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
رسول اللَّه صلى اللَّه عليه وآله إلّابخير ، و ما كان الكلام إلّافي علي عليه السلام وعثمان ؛ « 1 » من بيست سال با مسيّب و شيعيان زيادى در همين مسجد هم‌نشين بودم و نديدم كه شيعيان كوفه نسبت به صحابه‌اى از اصحاب رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله جز خير سخنى بگويند ، مگر دربارهء على و عثمان . آرى ، اگر شيعيان آن وقتِ كوفه سخنى دربارهء صحابه مىگفتند ، از حقّانيّت و برترى على عليه السلام نسبت به عثمان بوده است و درباره خلافت و جانشينى شيخين هيچ اشكال و سخنى نداشته‌اند . و آن گاه كه اميرالمؤمنين عليه السلام خواستند در كوفه از نماز تراويح كه يكى از بدعت‌هاى عمر است ممانعت كنند ، سر و صدايى به راه افتاد و نداى « واعمرا ، واعمرا ، واسنّة عمراه » طنين‌انداز شد . « 2 » در نتيجه ، حتى در زمان حاكميت اميرالمؤمنين عليه السلام و در حالى كه مردم كوفه با آن حضرت بيعت كرده بودند ، حاضر نشدند اين بدعت را ترك كنند . آيا اينان شيعيان راستين بودند ؟ هرگز اين طور نيست . اينان شيعه نبودند و اگر به آنان شيعه گفته مىشود ، بنا بر همان اصطلاح نخست است . داستان منع حضرت از نماز تراويح در كتاب كافى مرحوم كلينى نيز آمده است . امير مؤمنان على عليه السلام فرموده‌اند : واللَّه ! لقد امرت الناس أن لا يجتمعوا في شهر رمضان إلّافي فريضة وأعلمتهم أنّ
هامش
( 1 ) . تاريخ مدينة دمشق : 58 / 198 ، شرح حال مسيب بن نجبه ، شماره 7440 . ( 2 ) . وسائل الشيعه : 8 / 46 ، حديث 10063 ؛ شرح نهج البلاغه ابن ابىالحديد : 12 / 283 .