رسول اللَّه صلى اللَّه عليه وآله إلّابخير ، و ما كان الكلام إلّافي علي عليه السلام وعثمان ؛ « 1 » من بيست سال با مسيّب و شيعيان زيادى در همين مسجد همنشين بودم و نديدم كه شيعيان كوفه نسبت به صحابهاى از اصحاب رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله جز خير سخنى بگويند ، مگر دربارهء على و عثمان .
آرى ، اگر شيعيان آن وقتِ كوفه سخنى دربارهء صحابه مىگفتند ، از حقّانيّت و برترى على عليه السلام نسبت به عثمان بوده است و درباره خلافت و جانشينى شيخين هيچ اشكال و سخنى نداشتهاند .
و آن گاه كه اميرالمؤمنين عليه السلام خواستند در كوفه از نماز تراويح كه يكى از بدعتهاى عمر است ممانعت كنند ، سر و صدايى به راه افتاد و نداى « واعمرا ، واعمرا ، واسنّة عمراه » طنينانداز شد . « 2 » در نتيجه ، حتى در زمان حاكميت اميرالمؤمنين عليه السلام و در حالى كه مردم كوفه با آن حضرت بيعت كرده بودند ، حاضر نشدند اين بدعت را ترك كنند .
آيا اينان شيعيان راستين بودند ؟ هرگز اين طور نيست . اينان شيعه نبودند و اگر به آنان شيعه گفته مىشود ، بنا بر همان اصطلاح نخست است .
داستان منع حضرت از نماز تراويح در كتاب كافى مرحوم كلينى نيز آمده است .
امير مؤمنان على عليه السلام فرمودهاند :
واللَّه ! لقد امرت الناس أن لا يجتمعوا في شهر رمضان إلّافي فريضة وأعلمتهم أنّ
هامش
( 1 ) . تاريخ مدينة دمشق : 58 / 198 ، شرح حال مسيب بن نجبه ، شماره 7440 .
( 2 ) . وسائل الشيعه : 8 / 46 ، حديث 10063 ؛ شرح نهج البلاغه ابن ابىالحديد : 12 / 283 .