تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناگفته هايى از حقايق عاشورا (فارسى) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
آن گونه كه در برخى از مجالس و محافل مىگويند ، اسلام وام‌دار شهادت سيّدالشهداء عليه السلام است . آرى ، اين يك واقعيت است ؛ چرا كه اثر اين حادثه به بقاى دين و پايان اين حادثه ، به انقراض حكومت يزيد و يزيديان انجاميد . روشن است كه بنواميّه نيامده بودند كه به اين زودى از ميان بروند ؛ بلكه آنان برنامه‌ها و نقشه‌هايى داشتند كه به اين راحتى و آسانى فرو پاشيدن حكومتشان ممكن نبود . حكومت آنان با سوء استفاده از نام اسلام برقرار شده بود ، در حالى كه واقعهء كربلا و اسارت اهل بيت آن چنان تأثيرگذار بود كه الحاد و دشمنى آنان با خدا و رسول بر ملا گشت و دين به بركت سيّدالشهداء عليه السلام بقا يافت . بسيارى از تاريخ نويسان نوشته‌اند كه : وقتى خبر شهادت امام حسين عليه السلام و اسارت اهل بيت ايشان به يزيد رسيد ، در ابتدا خوش‌حال شد و ابن زياد را بسيار گرامى داشت و مقامش را بالاتر برد ؛ ولى با گذشت مدت زمانى كوتاه ، مردم شروع به لعن يزيد كردند . حتى آن گونه شد كه سربازان يزيد نيز به او اعتراض كرده و عمل وى را تقبيح كردند !

نامه‌هاى ارسالى به سيّدالشهداء

با توجه به آن چه گذشت ، اكنون نقش كوفيان را در فراخوانى حضرت سيّدالشهداء عليه السلام بررسى مىنماييم . شيخ مفيد رحمة اللَّه عليه در كتاب الإرشاد اين گونه روايت مىكند : جلسه‌اى در منزل سليمان بن صُرد ، در شهر كوفه برگزار شد . سليمان ، شخصيت‌هايى از اهل كوفه را دعوت كرد . وى در سخنرانى خود براى آنان چنين گفت : إنّ معاوية قد هلك وإنّ حسيناً قد تقبّض على القوم ببيعته ، وقد خرج إلى