نداشت و ناچار بود كه اعتراف نمايد ؛ چرا كه اين امر برهانى است ، و گرنه تناقض لازم مىآيد . نمىشود خداوند به نحو اطلاق به بودنِ با صادقان امر كند و آنها معصوم نباشند ، اين ممكن نيست . از اين رو غير معصوم اطاعت مطلقه و ولايت مطلقه ندارد .
اين واقعيتى است انكارناپذير ، فخر رازى در اين زمينه مىنويسد :
إنّه تعالى أمر المؤمنين بالكون مع الصادقين ، ومتى وجب الكون مع الصادقين فلابدّ من وجود الصادقين في كلّ وقت ، وذلك يمنع من إطباق الكلّ على الباطل ، ومتى امتنع إطباق الكلّ على الباطل ، وجب إذا أطبقوا على شيء أن يكونوا محقين . فهذا يدلّ على أنّ إجماع الأمّة حجّة ؛ « 1 »
خداوند به مؤمنان دستور داده است كه با صادقان باشند و آن گاه كه بودن با صادقان واجب شد ، به ناچار بايد صادقان در هر زمان وجود داشته باشند و همين مطلب ثابت مىكند كه تمام امّت هرگز بر باطل نيستند و به ناچار بر هر چه اجماع و اطباق نمودند ، بايد حق باشد و همين مطلب دليل بر حجّت بودن اجماع امّت است .
خلاصه ، هر جا اطاعت به طور اطلاق باشد آن جا حق و حقيقت و عصمت مىباشد ، و گرنه اطاعت مطلقه نخواهد بود ، مثلًا :
خداوند متعال فرموده :
« وَإِذْ أَخَذْنا ميثاقَ بَني إِسْرائيلَ لاتَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ وَبِالْوالِدَيْنِ إِحْسانًا » ؛ « 2 »
به ياد آوريد زمانى را كه از بنى اسرائيل پيمان گرفتيم كه جز خداوند را پرستش نكنيد و به پدر و مادر نيكى كنيد .
هامش
( 1 ) . تفسير رازى : 16 / 220
( 2 ) . سوره بقره ( 2 ) : آيه 83