اكنون اين پرسش مطرح است كه صادق در هر زمان كيست ؟
آيا افرادى چون منصور دوانيقى ، متوكّل عباسى . . . معاويه ، عثمان ، شيخين صادق هستند ؟
با توجّه به آيهء مباركه مىتوان فهميد كه بايد در هر زمانى معصومى وجود داشته باشد .
نكتهء سوم . وجود معصوم .
قرار شد در هر زمانى معصومى باشد ، براى چه ؟ براى اين كه او قدوه ، اسوه و هادى انسانها باشد ؛ براى اين كه مرشد و رهبر مردم باشد و مردم از او پيروى و اطاعت كنند .
بنابراين ، امام عليه السلام در اين عالم وظيفهاى دارد و مردم باايمان نيز وظايفى در رابطه با امام دارند ، او هادى است و مردم بايد به هدايت او اهتدا كنند .
از طرفى ، تحقق هدايت او در عالم - به تمام معناى هدايت - اين است كه او قدرت و نفوذ كلمه داشته باشد و جامعه شنواى سخن او باشند ، و به طور واقعى از او اطاعت و تبعيّت كنند .
پرسش اين است كه اكنون امام زمان عجّل اللَّه تعالى فرجه الشريف غايب است ، چگونه مردم از او پيروى كنند ؟
در پاسخ اين اشكال مىگوييم : خداوند امامى را نصب فرموده است و وظيفهء امام ، قبول مسئوليت است كه آن را پذيرفته . آيا مردم به وظيفه خود عمل نمودهاند ؟
پس مردم هستند كه در رابطه با امام مقصّرند و آنها باعث محروميّت خود مىباشند و هر گاه لياقت پيدا كنند دوران غيبت تمام مىشود .
نكتهء چهارم . سخنى با فخر رازى .
فخر رازى در ذيل اين آيه ، به دلالت آن بر عصمت اقرار مىكند . او گريزى
با پيشوايان هدايتگر (نگرشى نو به شرح زيارت جامعه كبيره) (فارسى) — صفحة 42
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص٤٢