است ؛ يعنى از عيوب و نقايصى كه ديگران دارند پاك و مبرّا و خالص است .
بنابر نسخهء « لنوره » ، خدا ، ائمّه عليهم السلام را چنان مطهّر و منوّر قرار داده كه فقط خودشان قابليّت و سنخيّت نور خدا را داشتند .
نور به زبان فارسى روشنايى است . روشنايى بر دو قسم است ، مادى و معنوى .
نور مادّى به توسّط باصرهء انسان احساس مىشود ، امّا نور معنوى بصيرت است كه هر انسانى دارا نمىباشد .
از طرفى نور ، خود روشنايى بخش است . از اين رو در تعريف نور مىگويند :
النور هو الظاهر بنفسه والمظهر لغيره ؛ « 1 »
نور آن چيزى است كه خود به خود آشكار و آشكار كننده غير مىباشد .
چنان كه در شرح « خلقكم أنواراً » خواهد آمد ، ائمّه عليهم السلام نور هستند ، و تمام حيثيّاتشان نور مىباشد ، لذا در تمام اقوال و افعال و تروكشان روشنايى بخش و هدايتگرند ، و از اين روست كه وجودشان حجّت و قول ، فعل و تقريرشان نيز حجّت است .
نور از نظر مصداقى
پس - بنابر شرحى كه داديم - معناى اين جمله اين است كه ائمّه عليهم السلام مظهر نور خدا ، و در عين حال حامل نور خدا هستند ، و براى نور خدا مصاديقى مىتوان تصور نمود :
يكى از مصاديق نور ، قرآن مجيد است . در قرآن مىخوانيم :
« فَالَّذينَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذي أُنْزِلَ مَعَهُ
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار : 88 / 57 ، فيض القدير : 2 / 618 ، تفسير الصافى : 3 / 434 ، حديث 35