وأورده ابن إسحاق في السيرة ؛ « 1 »
ابن اسحاق [ نيز ] در سيرهء خود اين حديث را آورده است .
علاوه بر ابن اسحاق و بخارى ، افرادى همچون ابوبكر بزّار ، ابوالقاسم طبرانى ، طبرى و ديگران نيز اين حديث را در كتاب خود نقل كردهاند . « 2 » هيثمى نيز حديث را صحيح دانسته و در ذيل آن مىنويسد :
ر جالهما ر جال الصحيح ؛ « 3 »
راويان سند بزّار و طبرانى در [ حديث غرانيق ] از راويان صحاح هستند .
از آن جا كه اين حديث بيانگر معصوم نبودن پيامبر در تبليغ است و به روشنى بر كفر و شرك رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله دلالت دارد ؛ از اين رو برخى از عالمان سنّى جهت فرار از اين مشكل ، حديث غرانيق را باطل دانسته و لازمهء وقوع چنين قصهاى را ارتداد بسيارى از مسلمانان مىدانند . « 4 » اما برخى ديگر به جهت كثرت سندهاى حديث و وثاقت راويان آن و اين كه بزرگانى چون ابن ابى حاتم ، ابوبكر بزّار و . . . در كتب خود آوردهاند ، به صحت حديث حكم كردهاند .
اين دسته از عالمان اهل سنّت ، حفظ اعتبار كتب و راويان خود را بر پاكى رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله ترجيح دادهاند و به منظور پيشگيرى از مخدوش شدن مجامع حديثى و راويان آنها ، عصمت پيامبر در تبليغ را نفى كرده و به جواز كفر
هامش
( 1 ) . لباب النقول في أسباب النزول : 150 ؛ تفسير الجلالين : 553 .
( 2 ) . مسند البزّار : 2 / 193 / ح 5096 ؛ المعجم الكبير : 12 / 42 ؛ تاريخ الطبري : 2 / 75 - 76 ؛ عمدة القاري : 7 / 100 و بسيارى از تفاسير اهل سنّت .
( 3 ) . مجمع الزوائد : 7 / 115 .
( 4 ) . ر . ك : فتح الباري : 8 / 333 - 334 .