هر چند ابن حزم مىگويد باقلانى دروغ در تبليغ را براى پيامبران جايز نمىداند ، اما از آن چه به وى نسبت داده به روشنى استفاده مىشود كه باقلانى هم به عصمت در تبليغ قائل نيست ؛ چرا كه اگر به اعتقاد وى عمل به منهيّات بر پيامبر جايز باشد ، عصمت در تبليغ نيز نفى خواهد شد ؛ زيرا بيان نهى در حقيقت همان تبليغ است و عدم پايبندى به آن به معناى عدم عصمت در تبليغ خواهد بود . پس باقلانى نيز به عصمت در تبليغ قائل نخواهد بود .
فخر رازى نيز ارتكاب معاصى را براى انبياء جايز دانسته است . وى پس از مطرح كردن اقوال در اين مسئله مىنويسد :
والذي نقول : إن الأنبياء عليهم الصلاة والسّلام معصومون في زمان النبوّة عن الكبائر والصغائر بالعمد . أمّا على سبيل السهو فهو جائز . « 1 »
در شرح مواقف ، از قول محققان اشاعره نيز نقل شده است كه آنان عصمت از كبائر را در غير تبليغ لازم نمىدانند . در همين كتاب ، به نقل از برخى فرقههاى اهل تسنّن آمده است :
يجوز أن يبعث اللَّه نبيّاً علم اللَّه أنّه يكفر بعد نبوته ؛ « 2 »
جايز است كه خداوند پيامبرى را برانگيزد كه مىداند پس از نبوتش كافر خواهد شد .
ابوحامد غزالى « 3 » نيز مىگويد :
هامش
( 1 ) . عصمة الأنبياء : 9 .
( 2 ) . المواقف : 3 / 426 ؛ شرح المواقف : 8 / 264 .
( 3 ) . غزالى متوفاى 505 ، امام اهل تسنّن و از بزرگان صوفيه است . در احوالات وى نوشتهاند : « اگر قرار بود پس از خاتم الانبياء پيامبرى مبعوث شود ، غزالى لايق اين مقام بود ! » ، چنان كه در مورد عمر نيز چنين مطالبى آمده است . در فضايل عمر نوشتهاند : « لو لم ابعث فيكم لبعث فيكم عمر ! » . و از پيامبر نقل مىكنند كه هر گاه نزول وحى به تأخير مىافتاد ، رسول خدا مىفرمود : « گمان مىكنم جبرئيل بر عمر نازل شده است ! » ؛ ر . ك : تاريخ مدينة دمشق : 44 / 114 - 116 ؛ كنز العمّال : 11 / 565 - 585 . ( براى اطلاع بيشتر از اين مطالب ساختگى ر . ك : شرح نهج البلاغة ( ابن ابى الحديد ) : 12 / 177 - 182 ) .