به تشيّع متهم كردهاند ، اما از آن جا كه مفسر معروفى است ، لذا عالمان سنّى معتقدند كه فقط در تفسير مىتوان به اعتماد كرد نه در ساير ابواب « 1 » و چون بحث ما بحثى تفسيرى است ، پس اشكال ابن كثير وارد نخواهد بود . شايد به همين جهت باشد كه ابن كثير على رغم متروك شمردن محمّد بن سائب كلبى ، دربارهء سند حديث مىگويد :
وهذا اسنادٌ لا يقدح به . « 2 »
بررسى سند روايت حاكم نيشابورى
محمد بن عبداللَّه صفار
حاكم نيشابورى حديث را از محمّد بن عبداللَّه صفار اصفهانى روايت مىكند .
در شرح حال وى آمده است :
وكان زاهدا حسن السيرة ورعاً كثير الخير . . . ذكره الحاكم أبو عبداللَّه في تاريخ نيسابور فقال : أبو عبداللَّه الصفار الأصبهاني ، محدّث عصره بخراسان ، كان مجاب الدعوة ، لم يرفع بصره إلى السماء - كما بلغنا - نيّفاً وأربعين سنة ؛ « 3 »
او زاهد ، نيكو سيرت ، باتقوا و كثير الخير بود . . . حاكم نيشابورى در تاريخ نيشابور از وى ياد كرده و گويد : ابوعبداللَّه صفار اصفهانى در عصر خود محدّث خراسان و مستجاب الدعوه بود و چنان كه به ما رسيده است ، وى چهل و چند سال به آسمان نگاه نكرده است . « 4 »
هامش
( 1 ) . تهذيب الكمال : 25 / 251 - 252 ؛ ميزان الإعتدال : 3 / 558 ؛ تهذيب التهذيب : 9 / 158 .
( 2 ) . ظاهراً در چاپهاى جديد عبارت به « لا يفرح به » تغيير يافته است .
( 3 ) . الأنساب : 3 / 546 . همچنين ر . ك : اللباب في تهذيب الأنساب : 2 / 244 ؛ البداية والنهاية : 11 / 253 .
( 4 ) . اين امر در ميان صوفيان نشانهء تواضع و فروتنى است . در احوالات يكى از مشايخ صوفيه نوشتهاند : روزى نگاه وى به زنى افتاد كه در بام خانهء خود رخت پهن مىكرد ، از آن پس تصميم گرفت تا آخر عمر به طرف بالا نگاه نكند !