سندى آنها را با ضوابط جرح و تعديل خودشان پاسخ گوييم ، آنان را به پذيرش آراء منسوب به فقها و مفسرينشان ملزم كنيم . حتى اگر در جايى ناگزير از مراجعه به كتاب لغت و ادبيات شديم لازم است به كتب ادبيات و لغتى كه نزد اهل سنّت معتبر است ، ارجاع دهيم .
سعى ما بر آن است كه در اين كتاب ضوابط مذكور را به دقت رعايت كنيم .
ان شاء اللَّه .
نمونهاى از مناظره با اهل سنّت
در يكى از تشرفات به حج بيت اللَّه الحرام ، در مسجد النبى خم شدم تا يكى از قرآنها را كه در كنار محراب حضرت رسول صلى اللَّه عليه وآله چيدهاند از قفسه بردارم ، ناگهان فردى برخاست . براى من جالب بود كه علت بلند شدن ناگهانى اين شخص را بدانم . در آن زمان جوانتر بودم و حال و حوصله داشتم . حس كنجكاوى من تحريك شد ، گفتم : اين كه يك دفعه بلند شديد براى من عجيب بود .
دوستانش - كه آن جا نشسته بودند - گفتند : بله ، اين آقا فكر كرد شما خم شدهايد تا محراب را ببوسيد ، بلند شد تا مانع شما از بوسيدن شود .
گفتم : اولًا ، خم شدم تا قرآن بردارم و قصدم بوسيدن محراب نبود . ثانياً ، مگر بوسيدن محراب اشكال دارد ؟ !
گفتند : « هذا شرك » !
گفتم : من براى شما ثابت مىكنم كه بوسيدن محراب شرك نيست .
آنان - كه جمعى از دانشجويان دانشگاه مدينهء منوره بودند - ، گفتند تو ثابت مىكنى ؟ !
گفتم : بله ، قرآن را به جاى خود برگرداندم ، نشستم و بحث شروع شد ، همين كه مسئله داشت تمام مىشد ، خواستند بحث را منحرف كنند و به مسئله ديگرى منتقل