صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ )
« 1 » و آن صراط « منعم عليهم » از انبياى كمل و صدّيقين است كه عبارت از رجوع عين ثابت به مقام اللَّه و فناى در آن است نه فناى در اسماى ديگر كه در حد قصور يا تقصير است طلب كند . چنانچه منسوب به رسول اكرم است كه فرموده :
كانَ اخى مُوسى عَيْنُهُ الْيُمْنى عَمْياءَ وَ اخى عيسى عَيْنُهُ الْيُسْرى عَمْياءَ وَ انَا ذُو الْعَيْنَيْن . « 2 »
جناب موسى را كثرت غلبه بر وحدت داشت ، و جناب عيسى را وحدت غالب بر كثرت بود ؛ و رسول ختمى را مقام برزخيت كبرى ، كه حد وسط و صراط مستقيم است ، بود .
تا اينجا تفسير سوره بنا بر آن بود كه عالمين حضرات اعيان باشد . و اگر عالمين حضرات اسماى ذاتيه يا اسماى صفتيه يا اسماى فعليه يا عوالم مجرده يا عوالم ماديه يا هر دو يا جميع باشد ، تفسير سوره فرق مىكند .
چنانچه اگر « اسم اللَّه » در آيهء شريفهء
بِسْمِ اللَّهِ *
. . . غير از مقام مشيت مقام ديگر باشد از اسماى ذاتيه و غير آن يا اعيان ثابته يا اعيان موجوده يا عوالم غيبيه و شهادتيه يا انسان كامل ، نيز تفسير جميع سوره فرق مىكند . و همين طور اگر « اللَّه » الوهيت ذاتيه يا ظهوريه باشد و « رحمن » و « رحيم » در بسمله صفت براى « اسم » باشد يا براى « اللَّه » ، تفسير سورهء شريفه فرق مىكند . چنانچه اگر « باء » در بسمله براى استعانت يا ملابست ، يا متعلق به ظَهَرَ باشد ، يا متعلق به خود سوره ، يا به هر يك از اجزاء آن باشد ، فرقها حاصل شود . چنانچه نيز ، به حسب مقامات قراء ، از وقوع در حجاب كثرت يا غلبهء وحدت يا صحو بعد المحو و يا مقامات ديگر كه سابقاً ذكر شد ، تفسير سوره را بايد فرق گذاشت . و احاطهء به جميع آنها و به تفسير حقيقى قرآن ، كه كلام جامع الهى است ، از طوق امثال نويسنده خارج است (
انَّما يَعْرِفُ الْقُرْآنَ مَنْ خُوطِبَ بِه ) « 3 »
و آنچه ذكر شد على سبيل الاحتمال بود . و اللَّه الهادى .
هامش
( 1 ) - « به درستى كه پروردگار من بر راه راست است . » ( هود / 56 )
( 2 ) - « برادرم موسى را چشم راست نابينا بود ، و برادرم عيسى را چشم چپ ، و من داراى دو چشم هستم . »
( 3 ) - « قرآن را فقط آن كس كه قرآن به دو خطاب شده مىشناسد . » بحار الأنوار ، ج 46 ، ص 349 ، « تاريخ الامام محمد الباقر » ، باب 20 ، حديث 2 .