تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سر الصلوة (معراج السالكين وصلوة العارفين) (فارسى) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
حجاب انانيّت خود و آدم عليه السلام را ديد و خود را بر او تفضيل داد ،
خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ *
« 1 » گفت و از ساحت قدس مقرّبين درگاه مطرود شد . پس گويندهء
بِسْمِ اللَّهِ *
اگر نفس خود را به « سمة اللَّه » و « علامة اللَّه » متصف كرد و خود به مقام اسميت رسيد و نظرش نظر آدم عليه السلام شد كه عالم تحقّق را - كه خود نيز خلاصهء آن بود - اسم اللَّه ديد :
وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها ؛
« 2 » در اين حال ، تسميهء او تسميهء حقيقيّه است و متحقّق به مقام عبادت است ؛ كه القاء خودى و خودپرستى و تعلق به عزّ قدس و انقطاع إلى اللَّه است ؛ چنانچه در ذيل حديث « رزام » از حضرت امام جعفر صادق است كه مىفرمايد : يَقْطَعُ عَلائِقَ الاهتِمامِ بِغَيْرِ مَنْ لَهُ قَصَدَ وَ الَيْهِ وَفَدَ وَ مِنْهُ اسْتَرْفَد . . . الخ . و چون سالك را مقام اسميّت دست داد ، خود را مستغرق در الوهيت بيند : الْعُبُوديَّةُ جَوْهَرَةٌ كُنْهُهَا الرُّبوبِيَّة ؛ « 3 » پس خود را اسم اللَّه و علامة اللَّه و فانى في اللَّه بيند و ساير موجودات را نيز چنين بيند . و اگر ولىّ كامل باشد ، متحقّق به اسم مطلق شود و براى او تحقّق به عبوديّت مطلقه دست دهد و « عبد اللَّه » حقيقى شود . و تواند بود كه تعبير به عبد در آيهء شريفهء
سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ
« 4 » براى آن باشد كه عروج به معراج قرب و افق قدس و محفل انس به قدم عبوديّت و فقر است و رفض غبار انّيّت و خودى و استقلال است . و شهادت به رسالت ، در تشهّد ، بعد از شهادت به عبوديّت است چه كه عبوديّت مِرقاتِ رسالت است ؛ و در نماز ، كه معراج مؤمنين و مظهر معراج نبوت است ، شروع شود ، پس از رفع حجب به بسم اللَّه ، كه حقيقت عبوديّت است : فَسُبْحانَ الَّذى اسْرى بِنَبِيِّهِ بِمِرْقاةِ الْعُبُوديَّةِ الْمُطْلَقَة . « 5 » و او را به قدم عبوديّت به
هامش
( 1 ) - « مرا از آتش و او را از گِل آفريده‌اى . » ( اعراف / 12 و ص / 76 ) ( 2 ) - « و به آدم همهء نامها را آموخت . » ( بقره / 31 ) ( 3 ) - « بندگى خدا جوهرى است كه باطن و مغز آن ربوبيّت است . » مصباح الشّريعة ، باب 100 . ( 4 ) - « منزّه است آن كس كه بنده‌اش را سير داد . » ( اسراء / 1 ) ( 5 ) - « پس منزّه است آن كس كه پيامبرش را با نردبان عبوديّت مطلقه سير داد . »
سر الصلوة (معراج السالكين وصلوة العارفين) (فارسى) — صفحة 89 | السيد الخميني