است ؛ و كمال آن ، تفكر در معانى و مفاهيم عرفيه است .
دوم ، قرائت خاصه است ؛ و آن احضار حقايق لطائف كلام الهى است در قلب به قدر قوّت برهان يا كمال عرفان ؛ و كمال آن ، به وصول به بعض مراتب اسرار قرائت است .
سوم ، قرائت اصحاب معرفت است ؛ و آن ترجمان مشاهدات خويش است پس از معرفت به حقيقت كلام و كتاب الهى .
چهارم ، قرائت اصحاب قلوب است ؛ و آن ترجمان حالات قلبيه است پس از تحقق به بعض مراتب حقيقت قرآن .
پنجم ، قرائت اصحاب ولايت است ؛ و از براى آن به طريق اجمال سه مقام است : اول ، مقام ترجمان تجلّيات فعليه است بر قلب ولىّ ؛ دوم ، ترجمان تجلّيات اسمائيه است ؛ و سوم ، ترجمان تجلّيات ذاتيه . و در اين سه مقام ، قارىْ حمد و ثناى حقّ به لسان حقّ كند ، زيرا كه نمونهء قرب نوافل از مقام تجلّيات افعاليه شروع شود : وَ اللَّه يَصيرُ لِسانَ الْعَبْد . پس ، سالك حمد حقّ به لسان حقّ كند ؛ چنانچه در قرب فرائض حقّ تعالى حمد خود به لسان عبد كند : وَ الْعَبْدُ يَصيرُ لِسانَ اللَّه « 1 » : عَلِىٌ عَيْنُ اللَّه وَ يَدُ اللَّه و لِسانُ اللَّه تَعالى . « 2 »
و از براى هر يك از اين مقامات نيز مراتبى است كه بيان تفصيلى آن به طول انجامد .
وصل : پس ، چون رفع حجاب كردى و فتح ابواب نمودى ، داخل حريم كبريا شو و پناه ببر از شرّ شيطان قاطع طريق إلى اللَّه به مقام مقدس اسم جامع اعظم ، ربّ انسان كامل ، و او را از سر صدقْ رجيم خوان اگر او را در رفع يد در تكبيرات به دور افكندى و خود او و مظاهر او را رجم كردى . و اين رجم را از رجم در رمى جمرات در حج ، اكمل دان ، چه كه اينجا رمى به پشت
هامش
( 1 ) - « خداوند زبان بنده مىشود و بنده زبان خدا مىشود . »
( 2 ) - « على چشم خدا ، دست خدا و زبان خداوند تعالى است . » قال امير المؤمنين عليه السلام فى خطبته : . . . و أنا عين اللَّه و لسانه الصادق و يده . معانى الاخبار ، ص 17 ، حديث 14 . التّوحيد ، ص 65 ، باب 22 ، حديث 2 .