و در عبادت كُمَّل ، عبارت است از تصفيهء آن از شوب رؤيت عبوديّت و عبادت ، بلكه رؤيت كون ؛ چنانچه امام عليه السلام فرمود : « قلب سليم آن است كه ملاقات كند حقّ را و در آن احدى سواى حقّ نباشد . »
پس ، وقتى سالك إلى اللَّه قدم بر فرق حظوظ خود بلكه خود و عالم نهاد و خود را يكسره خالص كرد از رؤيت غير و غيريت و در قلب او جز حقّ جايگزين نشد و بيت اللَّه را از بتها به دست ولايت خالى كرد و از تصرف شيطان تهى نمود ، دين او و عمل او و باطن و ظاهر او براى حقّ خالص شود . و حقّ تعالى چنين دينى را براى خود اختيار فرموده :
وَ كُلُّ قَلْبٍ فيهِ شَك اوُ شِرْكٌ فَهُوَ سَاقِط .
فصل چهارم [ در سرّ تكبيرات افتتاحيّه و رفع يد است ]
پس ، تو اى سالك إلى اللَّه و مجاهد فى سبيل اللَّه چون اقامهء صلب در محضر قرب نمودى و تخليص نيت در پيشگاه عزت كردى و قلب خود را صفا دادى و در زمرهء اهل وفا داخل شدى ، خود را مهياى دخول در باب كن و اجازهء فتح ابواب طلب ، و از منزل طبيعت حركت كن و حجاب غليظ آن را با تمسك به مقام كبريايى رفع كن و به پشت افكن و تكبيرگويان وارد حجاب ديگر شو و آن را رفع كن و به پشت سر افكن و تكبير بگو و حجاب سوم را نيز مرتفع كن كه به سر منزل باب القلب رسيدى ، پس توقف كن و دعاى مأثور بخوان :
اللّهُمَّ انْتَ الْمَلِكُ الحَقُّ المُبين . . .
الخ . « 1 »
سلب مالكيت از غير حقّ و حصر مطلق تصرفات را بر آن ذات مقدس نما كه خود را رافع حجاب نشمارى و لايق تكبير حقّ ندانى ،
فَانَّهُ اكْبَرُ مِنْ انْ
هامش
( 1 ) - « خداوندا ، تويى پادشاهِ حقِّ آشكار . . . » بحار الأنوار ، ج 81 ، ص 206 ، « كتاب الصّلاة » ، باب 37 ، حديث 3 .