مربوط به آفرينش مىخواهد ما را به خداى قادر وتوانا و بى نظير ويكتا راهنمايى كند و در اين موقع پرده از يك رشته قوانينى بر مىدارد كه بشر معاصر بعد از چهارده قرن بر آنها دست يافته و از طريق تلسكوپهاى قوى ونيرومند ازآنها آگاه شده است .
يك چنين آگاهى از يك فرد امّى در آن عصر جاهلى نشانه ارتباط او با جهان غيب است .
3 . اعجاز قرآن از نظر معارف الهى
مقصود از معارف الهى يك رشته بحثهايى است كه قرآن در باره خدا و صفات او وجهان برزخ وسراى ديگر و در باره صفات پيامبران انجام ميدهد و آن چنان اين بحثها را عميق ودقيق مطرح مىكند كه فلاسفه جهان به زحمت آنها را درك مىكنند .
شما مسئله توحيد قرآن را در ابعاد مختلف با تثليث مسيحيان بسنجيد تثليثى كه هنوز بر خود آنان نيز مفهوم نيست زيرا از يك طرف خود را موحد و يكتا پرست و از طرفى سه گانه پرست مىنامند ولى مدعى هستند كه يكتايى او با سه گانگى او سازگار است واو در عين يكى سه تا است ، و در عين سه تا يكى است .
بالأخره اين معارف مسيحى نه تنها بر توده مردم مفهوم نيست بر دانشمندان آنان نيز مبهم و مجهول است . چگونه مىتوان گفت كه يك شىء در آن واحد هم واحد است وهم كثير ، هم يكى است وهم سه تا ، شما در مقابل اين تفكر آيات وحدانيّت قرآن را مطرح كنيد آنجا كه مىگويد :
(
لاإلهَ إلّا هُوَ
) يا (
قُلْ هُو اللّهُ أحَدٌ
)
مسيحيان مىگويند واقعيت خدا يك واقعيتى است كه از خداى پدر وخداى پسر وخداى روح القدس تشكيل يافته است . شما اين عقيده را در كنار تعاليم قرآن بگذاريد كه يك فرد امىّ مىگويد : ( لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفْؤاً أحَدُ )
چگونه مىتوان براى خدا فرزندى تصوّر كرد در حالى كه حقيقت فرزند اين است كه جزئى از پدر وارد رحم مادر گردد و با جزئى از وجود او تركيب شود آنگاه فرزندى به وجود آيد . آيا بر خداى بزرگ چنين انديشه رواست ؟ كه جزئى از خود را جدا سازد و در رحم مريم قرار دهد