مراجعه به حكم خود صاحب شريعت است ، قطعاً يك نوع شناخت قطعى خواهد بود . ( البته قطعى اجمالى ) .
تقليد در اصول عقايد امكان پذير نيست ، زيرا معناى آن اين است كه انسان يكى از مكتبهاى متضاد را بدون دليل بپذيرد ، در حالى كه در تقليد در فروع ، اصل مكتب با دليل ثابت شده ، در فروع و جزئيات تقليد مىكند « ببين تفاوت ره از كجاست تا به كجا » .
موضوع شناخت
اسلام در ميان موضوعات شناخت ، به شناخت سه چيز اهميّت بيشترى مىدهد :
1 - شناخت انسان :
(
سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ
) ( سوره فصلت آيه 53 ) .
« به همين زودى نشانه هاى خود را در جهان و در نفوس انسانها ، ارائه مىدهيم تا بدانند او حق است واو بر همه چيز قادر وتوانا است » .
جمله (
وَ في أنْفُسِهِمْ
) دعوت به شناخت نفوس انسانى است كه مىتواند پايه شناختها ى ديگرى باشد .
2 - شناخت طبيعت : شناخت جهان ، مورد علاقه اسلام است :
(
قُلِ انْظُرُوا ما ذا فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
) ( سوره يونس آيه 101 ) .
« بگو : به آنچه در آسمانها و زمين است ، بنگريد » .
در آيه ديگرى ، شناخت جهان را از نشانه هاى افراد خردمند دانسته :
(
إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ
) ( آل عمران آيه 190 ) .
« در آفرينش آسمانها و زمين و در پى آمدن شب و روز ، براى خردمندان