از آن پيراسته است . انسانى كه هفتاد سال در اين جهان زندگى كرده وطبعاً كمالاتى فكرى ومعنوى پيدا كرده است وسرانجام به صورت سلمانها ، ابوذرها ، مقدادها ، ميثم ها ، در آمده است ، آيا صحيح است كه اين نوع افراد بار ديگر كمال خود را از دست بدهند و از طريق نطفه زندگى را آغاز كنند و به تدريج گامهايى به سوى كمال بردارند ؟ و اين همان است كه فلاسفه مىگويند : « تبديل فعليّت به قوه محال است » و يا لاأقل خلاف حكمت وعبث مىباشد .
آيا رئيس آموزش مىتواند به خود اجازه دهد كه يك فرد تحصيل كرده را كه به مدارج عالى علمى رسيده و در رشتهاى دكترا گرفته است به كلاس اول بازگرداند و بگويد تو بايد از نو آغاز تحصيل كنى ، به طور مسلّم چنين نيست .
اختلاف زندگى بشرها ايجاب مىكند كه پاداشها و كيفرهاى مختلف در كمين آنها باشد ولى هرگز ايجاب نمىكند كه اين پاداشها وكيفرها در همين جهان تحقق پذيرد بلكه لازم است در سراى ديگر كه ازهستى برترى برخوردار است اين كار جامه عمل بپوشد .
در باره معاد اشكالات و پرسشهاى ديگرى هست كه همه اين پرسشها با پاسخهاى متناسبى در كتب عقايد مطرح شده كه ميتوان با مراجعه به كتاب « معاد انسان وجهان » به پاسخ همه آنها دست يافت .
* * * در اين جا ، سخن ما درباره عقايد اسلامى آن هم به صورت فشرده به پايان مىرسد از اين به بعد ، پيرامون احكام و رفتارهاى مكلف و وظايف عملى آنان سخن خواهيم گفت . انشاءالله .
رسالهء توضيح المسائل (فارسى) — صفحة 110
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص١١٠