ادامه داشت ، تا آنكه زمان ابن زياد و قاتل امام حسين عليه السلام فرا رسيد » « 1 » .
پس از بنى اميه ، بنى عباس لعنة اللَّه عليهم با شعار دروغين و با افكار پليد و منحرف خود ، هر آنچه توانستند بر سر شيعيان آوردند ؛ زيرا از حقانيت و قدرت گرفتن شيعيان هراس داشتند و ائمهى اطهار عليهم السلام را با بهانههاى پوچ و بى اساس مسموم و يا شهيد نمودند و اصحاب راستين آنان را زندانى ، تبعيد و يا به شهادت رساندند . اين روش خصمانه در قرون متمادى ادامه داشت و حكام جور هرچه از آثار شيعى به دستشان مىرسيد ، از بين مىبردند . و ليكن اين مذهب با فداكارى علماى بزرگ و حاميان دين ، توانست پا برجا بماند ، ولو با اندك مبانى كه على رغم تقيه و فشار تدوين شده است و همواره علماى طائفه سعى كردهاند طورى حركت كنند كه بهانهاى به دست مخالفين ندهند و عدم ذكر زيارتى مانند زيارت عاشورا ، كه با تقيه سازگارى ندارد از همين رو است ، به همين دليل زيارت عاشورا را فقط در كتبى كه مورد مراجعه شيعه بوده ، ثبت و ضبط نمودهاند . اين زيارت شريفه عمدتاً در كتب ادعيهاى كه به كتب مزار علما معروف است ، ذكر شده است .
هامش
( 1 ) - ابن ابى الحديد ، شرح نهج البلاغه ، ج 3 ، ص 15 .