مكلّف مخيّر است به هر يك مراجعه كند و گمان به اعلميّت يكى موجب ترجيح نمىشود ، و الله العالم .
( 36 )
شخصى كه متوجه مسألهء تقليد نبود ، اما مسألهاى كه برايش پيش مىآمد از رسالهء مجتهد وقت اخذ مىنموده و عمل مىكرد . آيا اين مقدار براى تحقق تقليد و بقاى پس از وفات او كافى است ؟
[ جواب ]
باسمه تعالى ؛ در صورتى كه وظيفهاش تقليد از آن مجتهد بوده كافى است ، و الله العالم .
( 37 )
زن و شوهرى ، هركدام مقلّد يك مرجع تقليد مىباشند ، مسلماً گاهى از ديدگاههاى آن دو بزرگواران با هم فرق دارد ، مثلًا مجتهدى خون در تخم مرغ را نجس و مجتهد ديگر پاك مىداند ، بنابراين باعث عسر و حرج مىشود ، چه كنند ؟
[ جواب ]
باسمه تعالى ؛ مرجع تقليدِ هركدام اعلم باشد ، آن ديگرى نيز بايد از او تقليد كند ، و تقليد از مجتهد ديگر مجزى نيست ؛ و اگر هركدام مجتهد خود را از ديگرى اعلم تشخيص بدهد با موازينى كه در رسالهء عمليه ذكر شده بايد از مجتهد خود تقليد كرده و به فتواى او عمل كند ، و الله العالم .
( 38 )
با فوت مرجع تقليد وظيفهء مقلّدان آن مرحوم چه خواهد بود ؟ آيا مىتوانند بدون رجوع به مجتهد زنده ، يعنى بىآنكه در مسألهء بقاى بر ميت از زندهاى بپرسد ، به تقليد خود از آن مرحوم ادامه دهد ؟
[ جواب ]
باسمه تعالى ؛ چنانچه مرجع تقليد وفات كند ، فتواى او در مسألهء بقاى بر ميت اعتبار ندارد ؛ لازم است مقلّد او در مسألهء جواز بقا يا وجوب آن با ساير خصوصيات لازمه رجوع كند به مجتهد حى كه اعلم از ساير احياء يا محتمل الاعلميّة است ، و الله العالم .
( 39 )
پس از آنكه شخص تنها در مسألهء بقاى بر ميت به حضرتعالى مراجعه كرد ، آيا مىتواند همهء مسائل را از او پيروى كند ؟