مانند خود او نابينا هستند . اكنون همسر اين شخص باردار به بچهى سوم شده و پزشكان اين بچه را هم در صورت تولد نابينا تشخيص دادهاند ، به همين جهت پزشكان به مادر فرزند سفارش كردهاند كه جنين را اسقاط نموده و خود را راحت كند . اين مادر هم جنين يك ماهه را سقط نموده و اكنون از كردهى خود پشيمان است ، در اين فرض ديه به چه كسى واجب مىشود ؟
بسمه تعالى : براى زن جايز نمىباشد كه خود را جهت اسقاط در اختيار پزشك قرار دهد . چنانچه كشف عورت هم در نزد پزشك در اين مورد جايز نيست و ديهى اسقاط به عهدهى كسى مىباشد كه مباشر سقط جنين بوده است ، والله العالم .
سؤال ( 668 ) من و همسرم حامل نوعى ژن وراثتى هستيم كه موجب كم خونى خطرناك در فرزند مىشود كه اين نوع بيمارى را امروز به ( تالاسمى ) نامگذارى مىكنند امكان تشخيص اين بيمارى سابقاً يك سال بعد از تولد او ممكن بود ، ولى علم پزشكى امروز مىتواند اين بيمارى را در رحم مادر تشخيص داده و معلوم كند كه آيا بچه در رحم مادر مبتلا به اين بيمارى مىباشد يا نه ؟ البته اين بيمارى زحمات و سختىهاى زيادى را بعد از تولد براى فرزند و براى پدر و مادر او به دنبال دارد . اكنون سؤال اين است كه آيا پدر و مادر بعد از احراز اين مريضى در جنين مىتوانند آن را اسقاط كنند . آيا اسقاط قبل از ولوج روح جايز مىباشد ؟ چه زمانى روح در جنين دميده مىشود ؟ امروزه با پيشرفتهاى پزشكى مىتوانند نطفهى مرد و يا زن را خارج از رحم بارور نموده و بعد از آن با آزمايشات پزشكى به سالم بودن آن نسبت به بيمارى تالاسمى پىبرده و يا تشخيص دهند كه ژن
احكام شرعى بانوان (فارسى) — صفحة 274
مساهمون: الميرزا جواد التبريزي
ص٢٧٤