كردن آن در آن مورد غير ممكن شود ، يا آن مورد از بين برود ، در ديگر موارد خير هزينه مىشود .
قسم دوّم : صدقاتى كه با اراده و انشاء مالك به صورت صدقه در مىآيد .
( مسأله 1493 ) برخى از اين نوع صدقات نيز واجب مىباشند ، مانند : كفّارات ، فديه روزه و امثال آنها ، كه در ابواب مختلف فقه بيان گرديده است و غير آنها مستحب است .
( مسأله 1494 ) بهترين نوع صدقه ، صدقه مخفيانه است ، كه خشم خداوند را فرو مىنشاند و صاحب صدقه يكى از هفت گروهى است كه در زير سايه رحمت پروردگار قرار مىگيرد ، در روزى كه سايهاى جز سايه رحمت خداوند نيست .
( مسأله 1495 ) در صدقه نيز همانند ديگر عقود هر لفظ يا عملى كه بر مقتضاى آن دلالت كند ، كافى است .
( مسأله 1496 ) هر نوع خدمت به خلق در حكم صدقه است اگرچه مالى نباشد .
( مسأله 1497 ) در صدقه قصد قربت شرط است ، در غير اين صورت آثار صدقه بر آن مترتّب نمىشود ، بلكه حكم هبه را پيدا مىكند .
( مسأله 1498 ) صدقه سيّد بر سيّد حلال است ، چه صدقه واجبه باشد ، يا صدقه مستحبى ، حتى زكات واجب . ولى زكات غير سيّد بر سيّد جايز نيست .
( مسأله 1499 ) غير از زكات ديگر صدقات غير سيّد بر سيّد مانعى ندارد ، حتّى صدقات واجب ، مانند كفّارات حج ، روزه ، عهد ، نذر ، قسم و غيره .
( مسأله 1500 ) صدقات مستحبى را غير سيّد مىتواند به سيّد بدهد ، مگر پولهاى ناچيزى كه به عنوان بلا گردان به فقرا مىدهند ، كه پذيرش آن براى سادات خالى از اشكال نيست ، زيرا كه در آن نوعى ذلّت و خوارى هست .
( مسأله 1501 ) كسى كه مىخواهد صدقه به سيّد بدهد ، اولى اين است كه آن
منتخب المسائل (فارسى) — صفحة 318
مساهمون: السيد محمد سعيد الحكيم
ص٣١٨