عمل كردن در راه خدا به شمار مىرود .
و قرآن اين درد را با دو دارو درمان مىكند :
الف : طرح كردن حقيقت مرگ و حتمى بودن آن ، چه هر كس ناگزير مرگ را خواهد چشيد ، و مجالى براى گريز از آن وجود ندارد ، پس سعى خود را در آن انجام ده ، و از فرصت زندگى بهرهگير .
ب : و مرگ واقعيتى ترسناك نيست ، بلكه ترس انديشهاى است كه در سر تو لانه ساخته ، و مرگ آن چيزى نيست كه بايد از آن حذر شود ، و در آن هنگام كه ميل به مرگ پيدا كنى به تو حيات بخشيده مىشود / 481 و سلاح اعدام و عذاب دادن سلاح دشمنان است ، و چون به چالش با آنها برخيزى ، آزادانه قرار خويش را اختيار خواهى كرد .
حجاب دوم : ترس از فقر
بسيار كسان از فقر حذر مىكنند ، به درجهاى كه اين ترس آنان را از انفاق و خرج كردن مال حتى براى شخص خودشان بازمىدارد ، و گاه آنان را به سر حد بخل مىرساند ، و سبب آن در ديد عادّى محض آنان وجود دارد ، و در غافل بودنشان از انديشهء عمل و جزا و نيت ، چه خداوند متعال روزى هر كس را به اندازهء نيت و اطمينان او به خدا سبحانه و تعالى نصيب او مىسازد ، و اين دعوت براى اسراف نيست بلكه دعوت براى انفاق كردن در راه خدا است ، تا ترس از فقر حاجزى براى تو نشود و تو را از رسيدن به حقيقت باز ندارد ، پس بر ما لازم است كه به حكمت و تدبير خدا ايمان آوريم و بدانيم كه خداوند تبارك و تعالى پاداش بندگان نيكوكار خويش را ضايع نمىكند .
[ 61 ] «
وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ
- و اگر از ايشان بپرسى كه چه كس آسمانها و زمين را آفريد ، و خورشيد و ماه را مسخّر ( آدمى ) ساخت ، خواهند گفت : خدا ، پس چرا به دروغگويى رانده مىشوند ؟ »