حافظه مىسپردند و حروف و كلمات آن را حفظ مىكردند .
بنا بر اين اگر خواستار فايده برگرفتن از قرآن باشيم ، بر ما واجب است كه ايمان آوريم و به آن تسليم شويم ، و چون اين داستانها راست و حق است ، بازتابى از آن جز در قلوب و دلهاى مؤمنانى مشاهده نمىشود كه قدرت و قابليت فهم حق را داشته باشند .
[ 4 ] سپس قرآن به سخن گفتن از فرعون كه رمز فساد و باطل است آغاز مىكند .
«
إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِي الْأَرْضِ
- فرعون در زمين سر به برترى جويى برداشت . » بر مردم مستولى شد ، ولى از اين سلطه و استيلاى خود نه براى خير مردم بهرهبردارى كرد و نه براى خودش ، و در يك آيهء قرآنى پايان سوره پروردگار ما چنين گفته است : «
تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ
- اينك خانهء آخرت را قرار مىدهيم براى كسانى كه در زمين طالب برترى و فساد كردن نيستند ، و عاقبت ( نيكو ) مخصوص پرهيزگاران است » .
آن كس كه خواستار رياست و سرورى و سلطه است ، و حكم و فرمانروايى در نزد او از وسيله بودن خارج مىشود و به صورت هدف درمىآيد ، همو است كه فساد و تباهى را رواج مىدهد ، و چه بسيار جرايم كه در تاريخ بر اثر طالب رياست بودن صورت گرفته و هنوز هم صورت مىگيرد ! / 261 و از عبرتهاى تاريخ است اين كه : امام موسى الكاظم - عليه السلام - روزى بر هارون الرشيد وارد شد ، و هارون به صورتى او را مورد تجليل و احترام قرار داد كه حاضران متعجب ماندند ، و هنگامى كه امام از مجلس برخاست ، هارون نيز برخاست و رو به امين و مأمون كرد و گفت : اى محمّد و اى ابراهيم ! در ميان دستهاى عمويتان و سرورتان سير كنيد ، و ركاب او را براى سوار شدنش بگيريد ، و به استوار كردن لباسش بپردازيد .
پس مأمون از آنچه كه از پدرش در اين مجلس ديده و شنيده شد به شگفتى