در جاى ديگرى از سوره ( آيهء 54 ) ستايش خدا را بر اهل صبر و خوددارى و پرهيز مىخوانيم كه همان بازماندگان مؤمن از اهل كتابند ، يعنى كسانى كه بردبارند ، و بدى را به نيكى پاسخ مىدهند و در راه خدا انفاق مىكنند ، و از لغو نادانان و جدلهاى آنان دورى مىگزينند ، و اين صفات از برنامههاى اصحاب رسالت در روزگار تقيه و خود پنهان كردن و به كار سرّى پرداختن بوده است .
/ 252 در سياق اين سوره از اخلاق مهاجر در راه خدا با خبر مىشويم كه سرآغاز آن احسان كردن به مردم است ، و پاسدارى از ارزشهاى رسالت على رغم دشواريهايى كه از مهاجرت و بى خانمانى نتيجه مىشود ، و وفا كردن به حقوق ( كه موسى در همهء اينها به حد اعلى پيش رفته بود ) و ريشهدار شدن در سرزمين از طريق برقرار كردن رابطهء زناشويى .
ج : سورة القصص - ظاهرا - متمركز در پيرامون شخصيت قائد و راهبر و صفات او است ، و پس از بيان ارادهء خدا به خلاص كردن مستضعفان ، مستقيما با داستان ولادت موسى ( ع ) رو به رو مىشويم ، و سپس شخصيت موسى ( ع ) به صورت يك پيشواى غايب و سرى بر ما عرضه مىشود ، ولى ناگهان در ميدان مبارزه حضور پيدا مىكند و به يارى يكى از پيروان خود برمىخيزد ، پس از آن دستگاههاى نظام فرعونى به جستجوى وى برمىخيزند ، و صفت احسان بزرگترين صفت او پيش از مبعوث شدن به پيامبرى مىشود ، و سياق در اين باره تأكيد مىكند كه اينها سواى برگزيدگى او به علم و حكم است «
وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ
- و نيكوكاران را بدين گونه پاداش مىدهيم » و اين را در آن وقت مىيابيم كه از خود و هر علاقهاى كه به دنيا دارد درمىگذرد ، يعنى در آن هنگام كه در جانب غربى در نزديكى درختى ايستاده بود و وحى پروردگار خويش را دريافت مىكرد .
د : و در جهت عكس ، شخصيت پيشواى كفر يعنى فرعون ، و رمز مال يعنى قارون گردنكش و طاغى ، و نمونهء ديوانسالارى يعنى فاسد و تباه شده به نظر ما مىرسد .
ه : سوره پيوستگى وحى را از موسى - عليه السلام - تا محمد - صلى