سهم او را منظور ميكنيم و او را از ارث بردن طبقهء بعدى حاجب قرار ميدهيم ، و يك بار ديگر آن يكى را زنده فرض ميكنيم و ارثيهاش را منظور ميكنيم .
( مسألهء 3890 ) اگر زن و شوهر با غرق شدن يا زير آوار ماندن جان بسپارند ، اگر فرضاً مرد 400 دينار و وزن 4000 درهم داشته باشند ، و فرزند هم نداشته باشند ، سهم زن به هنگام مرگ شوهر يكصد دينار و سهم شوهر به هنگام مرگ همسرش 2000 درهم بود ، از تركهء آن دو زوج ، 300 دينار و 2000 درهم به ورثهء شوهر ، 100 دينار و 2000 درهم به ورثهء زوجه داده مىشود .
( مسألهء 3891 ) اگر افراد خويشاوند در سانحهء ديگرى ، غير از غرق شدن و زير آوار ماندن جان بسپارند ، اگر معلوم باشد كه كداميك زودتر و كداميك ديرتر جان سپرده ، فرد بعدى از قبلى ارث ميبرد . و اگر معلوم باشد كه همزمان جان سپردهاند ، هيچكدام از ديگرى ارث نمى برد ، و اگر معلوم نباشد ، پس اگر تاريخ مرگ يكى معلوم باشد ، آن كسى كه تاريخ مرگش مجهول است از آن ديگرى ارث ميبرد ، ولى اگر هر دو مجهول باشد ، هيچكدام از ديگرى ارث نمى برد .
( مسألهء 3892 ) بر اساس آنچه گفته شد ، اگر مثلًا پدر و پسرى در يك سانحهء رانندگى جان بسپارند ، اگر بدانيم كه پسر دقيقاً به هنگام زوال جان سپرده ، ولى تاريخ مرگ پدر معلوم نباشد ، پدر از پسر ارث ميبرد ، ولى اگر تاريخ مرگ هيچكدام معلوم نباشد ، از يكديگر ارث نمى برند .
( مسألهء 3893 ) اگر ميدانيم كه همزمان جان نسپردهاند ، ولى تاريخ هيچ كدام را نميدانيم ، بهتر آنست كه ورثهء آنها با يكديگر مصالحه كنند ، اگرچه با قرعه كشيدن تعيين كنند كه به كداميك از آنها از ديگرى ارث داده شود .
توضيح المسائل (عبادات ومعاملات) (فارسى) — صفحة 822
مساهمون: السيد محمد سعيد الحكيم
ص٨٢٢