مديون است ، اين اعتراف در حال حيات او نافذ است و آن شخص حق دارد كه طلب خود را مطالبه نمايد .
( مسألهء 2853 ) اگر شخصى اقرار كند كه فلان مال از آنِ فلانى است ، اين اعتراف نيز در حال حياتش نافذ است ، چه آن شخص ورثهء او باشد يا شخص بيگانهاى باشد .
( مسألهء 2854 ) اگر كسى در حال احتضار در مورد وارث خود به چيزى اقرار كند ، و بگويد كه اين مال از آنِ اوست ، اگر شخص محتضر مورد اعتماد و درستكار باشد ، اين اقرار در مورد آن وارث نافذ است ، ولى اگر درستكار نباشد ، فقط به مقدار ثلث تركهاش نافذ مىشود ، و در عين حال بر ديگر وصيتهايش مقدم مىباشد .
( مسألهء 2855 ) اگر كسى در حال سلامت مزاج به چيزى اعتراف كند ، مثلًا بگويد : اين خانه از آن فلان پسرم مىباشد ، آنگاه به صورت ناگهانى مرگ به سراغش بيايد ، در اينجا اقرارش مطلقاً نافذ است اگرچه امين و درستكار نباشد .
( مسألهء 2856 ) انسان دو نوع تصرف را ميتواند به مرگش مشروط كند :
1 ) وصيّت
2 ) عتق ، يعنى آزاد شدن بنده ، كه آن را تدبير گويند .
( مسألهء 2857 ) به جز وصيّت و عتق ، هيچ تصرف ديگرى ، چون : وقف ، صدقه ، برىء الذمّه كردن بدهكار و امثال آنها را نمى توان به مرگ خود مشروط ساخت .
( مسألهء 2858 ) همهء اين تصرفات يا بايد منجّز باشد ، يعنى در حال حياتش نافذ و عملى شود ، و يا به صورت وصيّت پيمانى باشد ، كه در اين صورت بر اساس شرايط وصيّت صحيح مىشود .
توضيح المسائل (عبادات ومعاملات) (فارسى) — صفحة 598
مساهمون: السيد محمد سعيد الحكيم
ص٥٩٨