تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المسائل (عبادات ومعاملات) (فارسى) — صفحة 575

مساهمون:

ص٥٧٥
( مسألهء 2751 ) اگر چيزى از واجبات تجهيز جنازهاش را بر كسى وصيّت كند ، مثلًا وصيّت كه فلانى او را غسل دهد يا بر جنازهاش نماز بخواند ، احتياط واجب آنست كه با اذن ولى آن را انجام دهد ، مگر اينكه بر او مشقّت داشته باشد . ( مسألهء 2752 ) در مسألهء ياد شده بين وصى و ديگرى فرقى نيست ، پس آنچه گفته مىشود كه بايد وصى وصاياى ميّت را بجا آورد ، منظور اين است كه بايد تلاش كند تا وصيتهاى ميّت بر زمين نماند ، نه اينكه حتماً بايد خودش انجام دهد . ( مسألهء 2753 ) براى نفوذ وصايت شرط نيست كه وصى آن را بپذيرد و اگر رد كند ، از گردنش ساقط نمى شود ، بلكه بايد تلاش كند كه آن وصيّتها انجام شود . ( مسألهء 2754 ) اگر در حال حيات وصيّت كننده ، وصى آن را رد كند و وصيّت كننده از او اعراض كند ، وصايت او ساقط مىشود ، ولى اگر بر وصايت او اسرار كند ، ظاهر اين است كه وصايت او ساقط نمى شود . ( مسألهء 2755 ) بر وصى واجب نيست كه شخصاً بر وصاياى ميّت عمل كند و ميتواند كه از آن خوددارى كند ، پس مانند اين است كه وصى نتواند به وصيّت عمل كند ، و اگر بعداً به انجام وصيّت راضى شود ، بر ديگران حق تقدّم دارد . ( مسألهء 2756 ) اگر انسان به كسى بگويد كه : به من وصيّت نكن ، يا بگويد : اگر به من وصيّت كنى من نمى پذيرم ، ولى او اعتنا نكند و او را وصى خود قرار دهد ، او مجبور نيست كه آن را بپذيرد و مكلّف نيست كه يك بار ديگر به او اطّلاع دهد كه بر مقتضاى وصايت عمل نخواهد كرد .