تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بانوى نور (ويژهنامه ايام فاطميه) (فارسى) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
گفت : آرى . پدر و مادرم به فداى تو . رسول خدا فرمود : اينك براى فاطمه به خاطر احسانش دعا كن . آنگاه پيامبر خدا رو به اصحاب كرد و براى آنها از فضائل و كمالات فاطمه ( عليها السلام ) سخن گفت . عمار برخاست و گردنبند حضرت زهرا را با مشك خوشبو ساخت و در پارچه‌اى يمانى پيچيد و به غلامش داد و گفت : اى رسول خدا اين غلام و گردنبند هديه‌اى است از من به شما . پيامبر پذيرفت و به غلام فرمود : نزد فاطمه برو و گردنبند را به او ده ، تو نيز از آنِ او هستى . غلام به محضر فاطمه شرفياب شد . حضرت زهرا گردنبند را گرفت و غلام را نيز در راه خدا آزاد كرد . « 1 » آرى آن گردنبند با بركت گرسنه‌اى را سير كرد ، برهنه‌اى را پوشانيد ، فقيرى را بىنياز نمود و بنده‌اى را آزاد ساخت و بالاخره نزد صاحبش برگشت .
هامش
( 1 ) - بحار / ج 43 / ص 56 .