تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پندهاى رسول اعظم (ص) به عبد الله ابن مسعود (فارسى) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
سخت گذشت زيرا در نهايت گرسنگى و فشار زندگى بودم . وقتى تمام شد گفتم اگر پادشاهان و ملوك مىدانستند كه علم چه سرمايه اى است آن را براى ما باقى نمى گذاشتند . با اين حال لذت بردم و عرض كردم : خدايا حاضرم با تمام مشكلات و سختىها بسازم اما تقاضا دارم علم را از من مگير . خواجه مى گويد :
روزى كه شد روزى مردم تقسيم دادند * به ما علم و به دشمن زر و سيم روزى كه دهيم جان به جانان تسليم * او اهل جهنم است و ما اهل نعيم
خدا مى فرمايد : وقَالَ « وَ لا تَغُرَّ نَّكُمُ الْحَيوةُ الدُّنْيا وَ لا يَغُرَّ نَّكُمْ بِاللهِ الغَرُورِ » « 1 » گول دنيا را نخوريد و شيطان شما را به كرم خدا نفريبد . يَابْنَ مَسعُود لا تَقْرِبَنَّ الحَرامَ مِنَ المالِ وَ النِّساءِ هيچ گاه نزديك حرام نشويد چه از نظرمال و چه از نظر زنان كه گرفتار چشم چرانى و يا رابطه نا مشروع شويد . فَانَّ اللهَ تَعالى يَقُولُ « وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ جَنَّتانِ » « 2 » هر كس از عظمت خدا بترسد خدا به او دو بهشت مىدهد . شايد مراد اين باشد كه دو برابر به او پاداش مىدهم . بعضى كار حرام نمى كنند چون از آتش جهنم مىترسند و ترس از عذاب دارند . اين فرق دارد با كسى كه به خاطر مقام و عظمت خدا كار حرام نمى كند . اين انسان خدا را شايسته نافرمانى نمى داند يعنى همان خوفى كه اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) دارد
هامش
( 1 ) . سوره فاطر آيه 5 . ( 2 ) . سوره الرحمن آيه 46 .