تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آداب و احكام كسب و كار (فارسى) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
حال به قول حافظ تعداد زاهدان ريائى و عالمان بى عمل بىشمارند . اگر خواستيد آمار بندگان خالص را داشته باشيد از تعداد انگشتان دست تجاوز نمىكنند ، اگر آنها هم مكتوم نباشند . ولى آن‌چه كه تجربه نشان مىدهد براى رسيدن به كمال و معرفت راهى غير از ارتزاق با نان حلال ولو اندك نيست ، و آن چيزى است كه قابل مشاهده و تميز براى عموم نخواهد بود ، جز بر خواص ، كه آنها هم در دسترس عموم نيستند . نان حلال ، صغرى و كبراى فراوانى دارد هر چند تعدادى بر اثر سعى و كوشش و استمرار و پشتوانه‌ى كار بدان رسيده مىرسند . ولى آن‌چه كه براى عموم قابل درك است اين كه نان حلال زائيده‌ى كسب حلال است . علت اثر غذا در رفتار آدمى : انسان وقتى غذايى مىخورد در بدن انسان سه بخش مىشود : 1 - بخشى از آن تبديل به انرژى جهت انجام امور روز مره مىشود . 2 - بخشى از آن تبديل به عضله و استخوان جهت رشد و يا ترميم قسمت‌هاى از دست رفته‌ى بدن مىشود . 3 - بخشى از آن به صورت مواد زايد از بدن خارج مىشود . حال غذايى كه از راه نا مشروع وارد بدن شده و تبديل به نسوج مىشود توسط خون در كل بدن انسان پخش شده و تأثير خود را بر رفتار آدمى مىگذارد :
به هر گندم كه خوردى بىحسابى * دلت را با بهشت افتد حجابى

معرفت جز با نان حلال امكان ندارد

مرحوم شيخ حسنعلى اصفهانى ( نخودكى ) مىگفتند : « در مشهد شخصى بود اهل رياضت بنام سيد هندى ، دوستى داشت بنام سيد صحاف كه از او خواسته بود ذكرى برايش بياموزد . سيد هندى از او خواسته بود كه لباس و خوراك حلال تهيه كند . او طبق دستور پارچه‌ها و خوردنىهاى زياد نزد استاد برده بود و استاد از بين آنها فقط يك كرباس ( پارچه‌ى ارزان قيمت ) و مقدارى از حبوبات را حلال تشخيص داده و از