كه قيمت مال در نظر مردم زياد شود ( خيار تدليس ) .
پنجم فروشنده يا خريدار شرط كند كه كارى انجام دهد ، يا شرط كند مالى را كه مىدهد طور مخصوصى باشد ، و به آن شرط عمل نكند كه در اين صورت ديگرى مىتواند معامله را به هم بزند ( خيار تخلّف شرط ) .
ششم در جنس يا عوض آن عيبى باشد ( خيار عيب ) .
هفتم معلوم شود مقدارى از جنسى را كه فروختهاند ، مال ديگرى است به صورت اشاعه كه اگر صاحب آن به معامله راضى نشود ، خريدار مىتواند معامله را به هم بزند ، يا پول آن مقدار را از فروشنده بگيرد ، و نيز اگر معلوم شود مقدارى ازچيزى را كه خريدار عوض قرار داده ، مال ديگرى است و صاحب آن راضى نشود فروشنده مىتواند معامله را به هم بزند ، يا عوض آن مقدار را از خريدار بگيرد پس اگر ممزوج و مشاع باشد ( خيار شركت است والّا خيار تبعّض صفقه است ) .
هشتم فروشنده خصوصيّات جنس معيّنى را كه مشترى نديده به او بگويد ، بعد معلوم شود طورى كه گفته نبوده است ، در اين صورت مشترى مىتواند معامله را به هم بزند و نيز اگر مشترى خصوصيّات عوض معيّنى را كه مىدهد بگويد ، بعد معلوم شود طورى كه گفته نبوده است ، فروشنده مىتواند معامله را به هم بزند ( خيار رؤيت ) .
نهم مشترى پول جنسى را كه نقد خريده تا سه روز ندهد و فروشنده هم جنس را تحويل ندهد كه اگر مشترى شرط نكرده باشد كه دادن پول را تأخير بيندازد و همچنين فروشنده ، در اين صورت فروشنده مىتواند معامله را به هم بزند و اگر جنسى را كه خريده مثل بعضى از ميوهها باشد كه اگر يك روز بماند ضايع مىشود ، چنانچه تا شب پول آن را ندهد و شرط نكرده باشد كه دادن پول را تأخير بيندازد ، فروشنده مىتواند معامله را به هم بزند ( خيار تأخير ) .
دهم حيوانى را خريده باشد كه تا سه روز مىتواند معامله را به هم بزند و اگر در عوض حيوانى كه خريده ، حيوان ديگرى داده باشد ، فروشنده نمىتواند معامله را به هم بزند ( خيار حيوان ) و خيار حيوان براى فروشنده نيست اگر چه ثمن حيوان باشد .
رساله توضيح المسائل (فارسى) — صفحة 350
مساهمون: السيد محمد علي العلوي الگرگاني
ص٣٥٠