تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المسائل (فارسى) (1432 هـ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
دوم : آنكه كفن يا چيز ديگرى كه با ميّت دفن شده غصبى باشد و صاحب آن راضى نشود كه در قبر بماند ، و همچنين است اگر چيزى از مال خود ميّت كه به ورثه او رسيده با او دفن شده باشد ، و ورثه او راضى نشود كه آن چيز در قبر بماند ، ولى اگر ميّت وصيت كرده باشد كه دعا يا قرآن يا انگشترى را با او دفن كنند و آن وصيت نافذ باشد ، براى بيرون آوردن اينها نمىتوانند قبر را بشكافند . سوم : آنكه شكافتن قبر موجب هتك حرمت نباشد و ميّت بى غسل يا بى كفن دفن شده باشد ، يا بفهمند غسلش باطل بوده ، يا به غير از دستور شرع كفن شده يا در قبر او را رو به قبله نگذاشته‌اند . چهارم : آنكه براى ثابت شدن حقى بخواهند بدن ميّت را ببينند . پنجم : آنكه ميّت را در جايى كه بى احترامى به او است مثل قبرستان كفار يا جايى كه كثافت و خاكروبه مىريزند دفن كرده باشند . ششم : آنكه براى يك مطلب شرعى كه اهميت آن از شكافتن قبر بيشتر است ، قبر را بشكافند ؛ مثلًا بخواهند بچه زنده را از شكم زن حامله‌اى كه دفنش كرده‌اند بيرون آورند . هفتم : آنكه بترسند درنده‌اى بدن ميّت را پاره كند ، يا سيل او را ببرد ، يا دشمن او را بيرون آورد . هشتم : آنكه قسمتى از بدن ميّت را كه با او دفن نشده بخواهند دفن كنند ولى احتياط آن است كه آن قسمت از بدن را طورى در قبر بگذارند كه بدن ميّت ديده نشود . نهم : آنكه ميّت را بخواهند به مشاهد مشرفه نقل نمايند ، بخصوص اگر وصيت كرده باشد مشروط به اينكه باعث هتك ميّت نشود .
توضيح المسائل (فارسى) (1432 هـ) — صفحة 144 | السيد محمود الهاشمي الشاهرودي