جواب آن اين است كه بهتر است در اينجا دو پرسش مطرح كنيم .
پرسش نخست : چرا براى امام عليه السّلام دو گونه غيبت معلوم شده و از همان اوّل غيبت كبرى آغاز نشد ؟
پرسش دوّم : پس از آنكه غيبت صغرى پيش آمد و نائبان خاص تعيين شدند ، چرا دوران غيبت صغرى پايان يافت ؟ و اگر همان برنامهء غيبت صغرى ادامه مىيافت چه اشكالى داشت ؟
پاسخ پرسش نخست : 1 - غيبت صغرى مقدمه غيبت كبرى و زمينهسازى براى آن بوده .
چون ابتداى غيبت بود و اذهان ، انس به غيبت نداشت اگرچه در زمان حضرت امام على نقى و حضرت امام حسن عسكرى عليهما السّلام فى الجمله آن دو امام براى آماده كردن اذهان از نظرها احتجاب مىكردند مع ذلك غيبت تامّه اگر دفعة و ناگهانى واقع مىگرديد مورد استغراب و استعجاب بلكه استيحاش و استنكار و اسباب انحراف افكار مىشد و قبول قطع ارتباط با امام چنانچه در غيبت كبرى واقع شد ، براى اكثر مردم دشوار و ناراحتكننده بود .
لذا قريب هفتاد سال رابطه مردم با امام به وسيلهء نوّاب خاص حفظ شد و توسط آنان عرايض و مشكلات و مسائل خود را عرض مىكردند و جواب مىگرفتند و توقيعات به وسيله آنها مىرسيد و بسيارى هم به شرفيابى حضور نايل مىشدند تا در اين مدّت مردم آشنا و مأنوس شدند .
2 - اين ارتباط توسط نوّاب خاص كه منحصر به همان چهار نفر
نويد امن و امان (فارسى) — صفحة 158
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص١٥٨