شد ، بوى منافقين و اهل نفاق دائماً موجود بود و بوى اهل حق ، ساكن يا اصلًا نبود ، براى اذان و نماز پول گرفتند ، در مساجد كسانى كه از خداوند نمىترسند ، وارد شدند و در آن براى غيبت كردن و خوردن گوشت اهل حق ، دور هم جمع شدند و در آن خوردن شراب را وصف كردند ، شخص مست با مردم نماز جماعت خواند ، در حالى كه نمىفهمد و هوش در سرش نبود ، مستى را ناپسند ندانستند و هنگامىكه كسى مست شد ، به او احترام گذاشتند ، از او دورى نكردند ، او را رها ننمودند ، تنبيهش نكردند و مستىاش را بهانه قرار دادند ، كسى كه اموال يتيم را خورد ، به صلاحش شد ، قاضيان بر خلاف دستور خدا قضاوت كردند ، سردمداران ، خائنين را براى طمع ، امانتدار كردند ، حاكمان ، ميراث را به اهل گناه و مخالفت با خداوند دادند كه از آنها بگيرند و آنها و هر كس كه دلشان بخواهد را به دوستى گرفتند ، به اوقات نماز اهميت داده نشد ، صدقهاى كه براى شفاعت است ، در آن رضاى خدا نبود ؛ بلكه براى مردم داده شود ، تمام سعى و تلاش مردم براى شكم و فرج شان بود كه برايشان فرقى نكرد كه چه بخورند و با كه ازدواج كنند ، دنيا به سوى آنها روى آورد و نشانههاى حق ، كهنه و پوسيده شد ؛ پس ، از آن زمان بر حذر باش و از خداوند بخواه كه نجاتت دهد و بدان كه مردم مورد خشم خدا هستند و فقط به آنها به علّت كارى كه با آنها دارد ، مهلت مىدهد ؛ پس منتظر باش و تلاش كن تا خداوند تو را در خلاف جهت آنها ببيند ، پس اگر عذاب بر آنها نازل شد ، در حالى كه تو در بين آنها بودى ، به سرعت به سوى رحمت خداوند برو و اگر عذاب به تأخير افتاد و تو از جرأت آنها بر خداوند - عزّو جلّ - خارج شدى ، بلا بر سرشان آيد و بدان كه خداوند اجر نيكوكاران را ضايع نمىكند و همانا رحمت
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 353
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٣٥٣