تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
شبههء دوم : اين است كه اخبار انبياء و اولياء از امور غيبى آينده ، به خصوص اخبار حضرت رسول خدا صلى الله عليه و آله و ائمهء طاهرين عليهم السلام با امكان « بداء » در آنها ، چگونه قابل تفسير و توجيه است ، يعنى آنان چگونه از اين همه وقايع ، بدون ملاحظه اينكه شايد در خبرى كه مىدهند ، « بداء » واقع شود به طور جزم خبر داده‌اند ؟ جواب : امكان وقوع « بداء » و وقوع آن در بعض موارد ، به معنى وقوع آن در همهء موارد نيست . بنابراين خبر غيبى آن بزرگواران - كه علمشان از علم خدا و تعليم و الهام او نشأت مىگيرد - به واقع نشدن « بداء » دلالت دارد و با امكان وقوع « بداء » منافاتى ندارد . و اگر شبهه اين‌گونه طرح شود كه بر حسب بعضى از روايات در مواردى خبرهاى انبياء و ائمهء معصومين عليهم السلام وقوع نيافته و علّت آن را وقوع « بداء » يا امورى ديگر ذكر كرده‌اند و اين امر مستلزم اخبار از خلاف واقع و متهم شدن به كذب و موجب وهن مقام نبوّت و ولايت مىشود . به علاوه شخص نبى يا وليّى كه از آن خبر مىدهد ، يا عالم به وقوع « بداء » است يا عالم نيست . در صورت اوّلى بديهى است خبر از وقوع امرى كه واقع نمىشود ، با علم خبردهنده از وقوع نيافتن آن كذب است و مقام انبياء منزّه از آن است . در صورت دوم نيز با احتمال وقوع « بداء » خبر جزمى از امرى كه وقوع يافتن يا نيافتن آن به سبب احتمال « بداء » محتمل است اگر كذب نباشد براى صاحب مقام نبوّت و امامت چندان موجّه نيست . پاسخ : اوّلًا : بر حسب اخبار معتبر آنچه خداوند از علوم و آگاهى به امور غيبى به نبى و ولى عطا مىكند و آنها را مأمور اخبار از آنها مىنمايد از امور حتميّه است كه « بداء » در آنها نيست . مثلًا در خبر پيامبر صلى الله عليه و آله از قتل عمّار به دست گروه ستمگر يا