شبههء مجبور بودن خدا و حتّى بندگان خدا را مطرح مىكنند .
البته اين شبهه از طريق مراجعه به وجدان مردود مىشود ، چرا كه هر كس به گونهاى روشن و آشكار در كارها خود را مختار مىبيند و اين دو در واقع يك نوع شبهه در بديهيّات است ، مثل اين است كه كسى در سوزانندگى آتش يا گرم كنندگى آن ترديد كند .
پاسخ ديگر از اين شبهه آن است كه اوّلًا : اين شبهه به فرض كه وارد باشد مسأله « بداء » و محو و اثبات را ردّ نمىكند ؛ زيرا با اعتقاد به جبر و عدم اختيار ، محو و اثبات هم كه از جملهء افعال الهى است در نهايت امر مانند ساير افعال به جبر يا اختيار واقع مىشود .
به عبارت ديگر ، قائل به جبر با اين شبهه نمىتواند محو و اثبات را نفى نمايد ، فقط مىتواند بگويد ، محو و اثبات كه هر دو از افعال الهى است حتمىّ الصدور است .
ثانياً : جواب صحيح اصل شبهه اين است كه محو و اثبات هر دو از افعال اختيارى الهى است و مثل ساير افعال از او با اختيار صادر مىشوند و « علم خدا به صدور آن به اختيار » ، نمىتواند منافاتى با اختيارى بودن آن داشته باشد ؛ زيرا مفهومش لزوم تأثير علم در معلوم است و اين محال است و همينطور نسبت به افعال بندگان نيز خدا عالم به صدور اختيارى آنها از بندگان است و چنين علمى اختيار بنده را نفى نمىكند و گويا حكيم و محقق طوسى آنجا كه در پاسخ به خيام فرموده است :
علم ازلى علّت عصيان گفتن * نزد عقلا زغايت جهل بود
به اين جواب اشاره دارد كه علم به وقوع و صدور افعال از افراد مختار به اختيارى بودن آنها آسيبى نمىرساند .