چنانكه امروزه هم اعتقاد به امامت آن حضرت سبب نفوذ معنوى علما و فقها به عنوان نايب عام آن حضرت در دلهاى مؤمنان مىباشد .
در غيبت صغرى تعيين نواب به طور مستقيم توسط شخص امام 7 بوده است و اينكه مىبينيم بزرگانى در مقابل نواب سر تسليم فرود مىآورند ، دليل آن اين است كه اين انتخاب توسط شخص امام عليه السلام بر اساس شايستگى نواب بوده است و اصل تسليم همهءطبقات و شخصيّتهاى علمى و سياسى دليل بر اين است كه رهبرى اصلى در دورهء غيبت صغرى با شخص امام عليه السلام بوده است .
در اثر وجود شواهد و دلايل قانع كننده است كه رجال علمى شيعه و شخصيّتهايى نظير « ابوسهل نوبختى » و « ابن متيل » و « حسن بن جنان صيبى » و ديگر بزرگان شيعه به حقانيّت نواب معتقد بودهاند .
چنانكه بعد از درگذشت نايب چهارم - على بن محمّد السمرى - نيز اين مسأله كه دوره غيبت و نيابت خاص نواب به پايان رسيده است مورد پذيرش همه قرار گرفت و اگر كسى ادّعاى نيابت مىكرد براساس همين اصل او را تكذيب مىكردند و ضمناً مىتوان گفت كه يكى از حكمتهاى مهم غيبت صغرى ، آشنا كردن شيعه با مسأله غيبت و زمينه سازى براى عصر غيبت كبرى بوده است ، تا شيعه بتواند در دورهاى طولانى بدون حضور ظاهرى امام عليه السلام به حيات خود ادامه دهد و اين امتحان بزرگ الهى را با موفقيّت پشت سر گذارد .
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 113
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص١١٣