و قبيلهاش با او به شدت به ضدّيت برخاسته و هيچ لشكر و سپاه و تجهيزات و امكانات مادّى در اختيار ندارد ، باور كردنى و به اصطلاح امروز واقع بينانه و دورانديشانه نبود ؛ ولى همان مردم ديدند كه زمان به سرعت گذشت و در مدت كوتاه بيست و سه سال عصر رسالت ، اسلام مشكلات بسيار بزرگى را يكى پس از ديگرى پشت سر گذاشت ، همه اقوام و قبايل را به دين خدا فراخواند و همه فوج فوج به اسلام گرويدند و عادات ناپسندى كه شمشير و زور هيچ امپراتورى نمىتوانست تغيير دهد متروك و فراموش شد .
زنها كه در آن جامعه ضد انسانى زنده به گور مىشدند ، آزاد شدند . ربا و قمار و ميگسارى و فحشا و آدمكشى و راهزنى همه منسوخ گرديد و جاى خود را به اخلاق و روشهاى انسانى داد و از همه مهمتر و بالاتر ؛ كيش بتپرستى كه با خون و جان مردم درآميخته بود ، محو و نابود و همه بتها شكسته و معدوم گرديد و دين توحيد ، آن دلهاى سخت و تيره را نرم و روشن نمود و صداى دلنواز « أشهد أن لا إله إلّااللَّه » پردههاى شرك را پاره كرد ؛ علاوه بر مكّه و مدينه ، تمام شبه جزيره در قلمرو نظام الهى اسلام قرار گرفت و دعوت آن حضرت دلها را مسخّر نمود و به آينده اميدوار ساخت . پس از آن هم قلمرو نفوذ اسلام آنگونه گسترش يافت و اسلام دلهاى مردم هوشمند ايران را كه از مظالم نظام استبدادى شاهنشاهى و تبعيضات طبقاتى به ستوه آمده بودند ، فتح نمود و هنوز يك قرن نگذشته اسلام از شرق تا ديوار چين و از سوى غرب به درياى آتلانتيك رسيد .
با اين رويدادها ، همه صدق دعوت پيغمبر اعظم صلى الله عليه و آله و قوّت دعوت و نفوذ رسالت او را كه از پشت پردههاى ضخيم عادات و تعصّبات و اخلاق زشت به درون قلوب وارد مىشد و مردم را منقلب و شيفته و دلباخته اسلام مىساخت ، همواره ظاهر مىشد و مسلمانان با اطمينان به اينكه آتيه روشن و تابناكى در پيش دارند ، به
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 369
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٣٦٩