تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
قَدْرَ ما يَسْتَطِيعُ أَنْ يَحْمِلَهُ فَيَخْرُجُ بِهِ وَيَنْدِمُ ، فَيَقُولُ : أَنَا كُنْتُ أَجْشَعُ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ نَفْساً ، كُلُّهُمْ دَعى إِلى هذَا الْمالِ فَتَرَكَهُ غَيْرُهُ ، فَيَرُدَّهُ عَلَيْهِ فَيَقُولُ : إِنّا لا نَقْبَلُ شَيْئاً أَعْطَيْناهُ ، فَيَلْبَثُ فِي ذلِكَ سِتّاً أَوْ سَبْعاً أَوْ تِسْعَ سِنِينَ ، وَلا خَيْرَ فِي الْحَياةِ بَعْدَهُ » ؛ « 1 » « شما را به مهدى بشارت باد ! مردى از قريش از بين امّت من ، در زمانى كه مردم با هم به مخالفت و ستيز بر مىخيزند و زلزله‌ها روى مىدهد ، او زمين را از عدالت و برابرى پر مىسازد چنان‌كه از ظلم و جور پر شده باشد . آسمانيان و ساكنان زمين از او راضى و خشنود مىشوند . او مال را به درستى و برابرى بين مردم تقسيم مىكند و دل‌هاى امّت محمّد صلى الله عليه و آله را از بىنيازى مىآكند و عدالت او همگان را شامل مىشود ، تا آنجا كه فرمان مىدهد منادى ندا در دهد : كيست كه نيازى داشته باشد ؟ پس هيچ كس جز يك مرد به نزد او نمىآيد . آن مرد نزد او مىآيد و درخواست مىكند ، مىفرمايد : به نزد نگهبان پرده‌دار برو ، به تو [ نيازت را ] مىدهد . به نزد او مىرود و مىگويد : من فرستادهء مهدى هستم ، نزدت آمده‌ام كه مالى به من عطا كنى . پس مىگويد : بريز و آن‌قدر از مال به دامنش مىريزد كه نمىتواند آن را حمل كند . پس مال را بيرون مىبرد ، در حالى كه پشيمان است و با خود مىگويد : من طمع‌كارترين و حريص ترين فرد از امّت محمّد صلى الله عليه و آله بودم ، همه آنان به اين مال فراخوانده شدند ؛ امّا جز من كسى آن را قبول نكرد . پس بازمىگردد و پول‌ها را به نگهبان پس مىدهد . او مىگويد : ما چيزى را كه به كسى بخشيديم ، بازپس نمىگيريم . پس آن
هامش
( 1 ) . ص 79 و 80 ، باب 1 ، حديث 21 .
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 356 | الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني