تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
حجّت‌هاى خدا و بيّنات او باطل نگردد و از بين نرود » . بر هركس واجب است كه " نظام امامت " را بشناسد و به آن ايمان داشته باشد و در هر زمان و هر مكان ، مردم بايد از اين نظام اطاعت كنند ، و هركس ، در هر كجا و هر نقطه‌اى از دنيا كه باشد و هر شغل و كارى كه داشته باشد - لشكرى باشد يا كشورى ، بازرگان باشد يا پيشه ور ، دانشمند باشد يا دانشجو - بايد مطيع اين رژيم و فرمان‌بر اين نظام و برنامه‌هاى آن باشد ، تفاوت نمىكند كه اين نظام ، مسلّط بر اوضاع باشد يا مسلّط نباشد ، و حكومت‌هاى غاصب در امور مداخله داشته باشند يا نداشته باشند . اين حكومت است و دين و سياست و رژيم و نظام ، پس اگر يك فرد مسلمان در دورترين نقاط چين يا اروپا يا آمريكا يا هر منطقه ديگر باشد كه حكومت‌هاى غير شرعى قدرت سياسى و اداره امور را در دست داشته باشند ، همان يك فرد بايد مطيع نظام الهى امامت باشد تا در نظام حكومت خدا باشد و بايد دستور العمل و برنامه كارش را از طريق نظام امامت تعيين كند ، حتى اگر در منطقه تحت حكومت رسمى كفار زندگى مىكند و كارمند مؤسسات و وزارت‌خانه‌ها و ادارات آنها نيز باشد ، باز هم بايد فرمانبر نظام امامت باشد و از آن نظام دستور بگيرد و تابعيت آن را داشته باشد . دور بودن از حريم و منطقه نفوذ رسمى اين رژيم ، شخص را از اطاعت و تابعيت آن معاف نخواهد كرد . ابوذر و سلمان و مقداد و عمار ياسر و اين‌گونه شخصيّت‌ها ، در زمان تسلّط نظام غاصب ، فرمانبر نظام امامت بودند ؛ و امثال على بن يقطين و محمّد بن اسماعيل بن بزيع نيز ، اگرچه به ظاهر در دستگاه هارون و حكومت بنى عباس وارد بودند ؛ امّا در عين حال از نظام امامت اطاعت مىكردند .