نداديد ؛ امّا در موضوع ولىّ خدا و فرزند پيغمبر اين سر و صداها را راه انداختهايد و باور نمىداريد ؟
چگونه شد عمر بسيار طولانى را براى خضر و ادريس و عيسى جايز مىشماريد ؛ امّا براى حضرت مهدى موعود با اين همه شواهد و ادلّه و معجزات و كراماتى كه در عصر غيبت صغرى و كبرى از او ظاهر شده و با اينكه افرادى كه در راستى و صدق گفتارشان شكى نيست او را مكرر ملاقات كردهاند ، جايز نمىشماريد ؟
چرا خودتان و همه مسلمين را در ايمان به بقاى عيسى عليه السلام مسخره نمىنماييد ؟
اگر بنا به استهزا باشد ، شما در اصول دين ، برخى عقايد داريد كه با عقل مستقيم و نزاهت اسلام كه دين توحيد است ، به هيچ وجه سازگار نيست .
شما نسبت به كسانى كه آنها را به اصطلاح از اقطاب و اوليا مىشناسيد ، كارهايى نسبت مىدهيد كه هر كس از گفتارتان به خنده مىافتد .
ولى چنانچه گفته شد ، معارضه به مثل صحيح نيست و ما راضى نيستيم سخنى بگوييم يا كلامى بنويسيم كه شما را در انظار بيگانگان خفيف و سبك سازد .
ما مىگوييم : وضع روزگار و فشارهايى كه از طرف استعمارگران بر مسلمانها وارد شده و مىشود ، به ما فرصت و اجازه نمىدهد كه در اينگونه خلافات ، زبان به عيبجويى يكديگر باز كنيم . در حالى كه دشمنان اسلام با اساس اسلام و قرآن و احكام قرآن دشمنى مىكنند . در حالى كه احكام اسلام و اصول و شعائر مسلّم بين سنّى و شيعه در كشورهاى اسلامى دستخوش سختترين تعرضات و آسيب شده و مسيحىها و يهودىها و كفار ديگر براى از رسميت انداختن احكام اسلام ، هر روز نقشههايى طرح و توسط مسلمان نماهايى از شيعه و سنّى اجرا مىنمايند ؟
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 201
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٢٠١