تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
بندگان خاص خود را هرچه مصلحت اقتضا كند طولانى نمايد ، مسخره مىنماييد ؟ مگر شما خدا را قادر مطلق نمىدانيد ؟ مگر در قرآن نخوانده‌ايد كه در شرح احوال نوح مىفرمايد : « فَلَبِثَ فِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلّا خَمْسِينَ عاماً » « 1 » مگر به صريح اين آيه ، حضرت نوح در ميان قومش نهصد و پنجاه سال درنگ نكرده است ؟ به چه جهت شما شيعه را در مسأله ايمان به طول عمر ، اين همه سرزنش مىنماييد و به جهل نسبت مىدهيد ؟ اين اعتراض و دشنام‌هاى شما به شيعه لوازمى دارد كه شما بر حسب عقايد خودتان نمىتوانيد آن لوازم را بپذيريد ؟ مگر در قرآن نخوانده‌ايد كه : خدا ابليس را تا وقت معلوم مهلت داده است ؟ مگر در كتاب‌هاى خودتان ؛ " صحيح مسلم " قسم دوم از جزء دوم ، در باب ابن صياد ؛ در " سنن ترمذى " جزء دوم ؛ در " سنن ابى داود " باب خبر ابن صائد ، از كتاب " ملاحم " آن روايات متعدد را راجع به ابن صياد و ابن صائد نديده‌ايد كه پيغمبر احتمال داد او همان دجال باشد كه در آخرالزمان ظاهر مىشود ؟ مگر حديث " تميم دارى " را كه مسلم در باب خروج دجال و ابن ماجه در جزء دوم در ابواب " فتن " و ابوداود در جزء دوم " سنن " روايت كرده‌اند ، نخوانده‌ايد كه صريح است بر اينكه دجال در زمان پيغمبر زنده بوده و در آخرالزمان ظاهر مىشود ؟ ! چگونه شد درباره دشمنان خدا اين عمر طولانى را باور كرديد و روايت كنندگان اين احاديث را كه همه از بزرگان رجال خود شما هستند ، به جهل نسبت
هامش
( 1 ) . سوره عنكبوت ، آيه 14 .