تغيير دوران حيات اميدوار نموده و همچنين دانشمندان در روى مگسهاى ميوهها آزمايشهايى نمودند كه در نتيجه عمر آنها نهصد برابر عمر طبيعى گرديد . « 1 » بنابراين اگر اين امتحان بر روى انسان با موفّقيت عملى شود و عمر طبيعى انسان را هشتاد سال فرض كنيم ، امكان طولانى كردن عمر تا هفتاد و دو هزار سال ثابت مىشود .
همچنين در روى نسوج بعضى حيوانات ، مطالعاتى جريان دارد كه كاملًا بشر را در اين زمينه به آينده خوشبين نموده و انتظار مىرود كه در آينده طول عمر و بازگشت نيروى جوانى در دسترس همگان قرار بگيرد .
بسيارى از دانشمندان به مسأله اعاده نيروى جوانى بيشتر توجّه دارند تا به مسأله طول عمر ؛ زيرا از مسأله طولانى ساختن و ادامه حيات در شرايط مخصوصى به هر مقدار خود را فارغ مىدانند و در حقيقت آن را حلّ شده و عملى مىشمارند ، فقط مىگويند : بايد فكرى براى پيرى كرد و سِرُمى تهيه نمود كه از پيرى جلوگيرى كند ؛ زيرا عمر هرچه طولانى شود ، اگر با زحمت پيرى توأم شود ، لذّتبخش نيست .
بلكه بعضى پزشكان قدم را فراتر گذارده و مبالغه كرده مىگويند : اصلًا مرگ از قواعد حتمى اين عالم نيست « 2 » و مرگ نه مولود طول عمر و نه نتيجه پيرى است ؛ بلكه مرگ نتيجه بيمارى و رعايت نكردن قواعد حفظ الصحه و بهداشت بدن و سلامت مزاج است كه اگر انسان بتواند بر عواملى كه مزاج را تحت تأثير قرار مىدهند مسلّط شود ، مىتواند مرگ را مهار نمايد .
اين عوامل عبارت است از صحّت مزاج پدر و مادر ، و پدر و مادر آنها و اطّلاع
هامش
( 1 ) . الهلال ، شماره 5 ، سال 38 ، ص 607 ؛ منتخب الاثر ، ص 278 .
( 2 ) . البته برطبق آيات صريح قرآن مجيد ، مرگ از سنن عالم و قواعد حتمى است و اين اظهارنظر پزشكان مبالغه و اغراق است .