و بىمعنى است .
انتظار است كه زندگى را لذّتبخش و باروح و بامعنى مىسازد و شخص را به زندگى علاقهمند مىنمايد .
يك درخت تا وقتى انتظار مىرود رشد كند و سايه داشته باشد و ميوه بدهد ، باقى مىماند ؛ ولى وقتى از ميوه دادن و از نمو و ترقى افتاد ، آن را قطع مىنمايند و به جايش نهالى مىنشانند كه تا سالها چشم انتظار به رشد و نمو ميوهء آن بدوزند و آن را پرورش دهند و آبيارى كنند .
پس همه جهان و همه جامعهها و همه مردم و افراد ، تا هستند و در سراشيبى سقوط و انقراض و فنا و مرگ و نيستى وارد نشدهاند ، منتظرند و بايد منتظر باشند .
اسلام و انتظار
اسلام كه تعليمات و هدايتهايش بر اساس فلسفههاى عميق و صحيح اجتماعى و واقعى قرار دارد ، اصل انتظار و نگاه به سوى آينده را ، پشتوانه بقاى جامعهاى مسلمان و محرك احساسات و مهيّج روح فعاليّت و اقدام قرار داده است ؛ و انتظار آينده بهتر و عصر فتح و گشايش و فرج را برترين اعمال شمرده است و رسول خدا صلى الله عليه و آله در حديث شريف :
« أَفْضَلُ أَعْمالِ أُمَّتِي انْتِظارُ الْفَرَجِ » ؛ « 1 »
« برترين كارهاى امتم انتظار فرج است » .
انتظار فرج را افضل اعمال امّت خود معرفى فرموده است .
آن هنگام كه پيغمبر بزرگ اسلام صلى الله عليه و آله در حالى كه غير از على عليه السلام و عموى بزرگوارش ابوطالب ، از مردها يار و ياور ديگر نداشت و مردم را به خدا و دين توحيد
هامش
( 1 ) . تحف العقول عن الرسول ، ص 37 .